مصطفى محقق داماد

74

مباحثى از اصول فقه ( فارسى )

ظهور دارد . مثلا گفته مىشود : « اگر كسى داراى مدرك ليسانس قضائى است مىتواند قاضى شود . » مفهوم مخالف اين است كه كسانى كه داراى تحصيلات قضائى نيستند ، نمىتوانند قاضى شوند . يعنى مفهوم مخالف جملهء شرطيهء بالا حجّيت دارد . يعنى اگر « الف » شرط و سبب تحقّق « ب » باشد ، به نحوى كه اگر الف منتفى شود ب هم به تبع آن منتفى گردد ، اين چنين جملات شرطيّه داراى مفهوم است و مفهوم آن حجّت خواهد بود . ب ) مفهوم وصف - مثال : نكاح باكره رشيده منوط به اذن ولى است ؛ آيا اين جمله مفهومش اين است كه نكاح باكره غير رشيده نياز به اذن ولى ندارد ؟ مسئله بين علماى اصول اختلافى است ، و مانند شرط نيست كه با جمع سه موضوعى كه توضيح داده شد حتما مفهوم داشته باشد . گروهى مىگويند وصف باعث مىشود كه غير واجد وصف ، داخل در حكم نشود . مثلا اگر گفته شد : « قضات عادل را احترام كنيد . » مفهوم مخالفش اين است كه قضات غير عادل را احترام نكنيد . عده‌اى ديگر عقيده دارند اثبات شىء نفى ما عدا نمىكند . و لذا قائل‌اند وصف مفهوم ندارد . ج ) مفهوم غايت - غايت يعنى انتها ، در فارسى مانند « تا » و در عربى مانند « الى » . مىخواهيم ببينيم جملاتى كه رسانندهء غايت هستند ، مفهوم دارند يا نه ؟ مثلا اگر گفته شد : « قضات مىتوانند از اوّل تير تا آخر شهريور ماه از مرخّصى استفاده كنند . » آيا اين جمله مفهومش اين است كه در ماه‌هاى ديگر نمىتوانند استفاده كنند ؟ علماى اصول در اين خصوص متفق القول نيستند ؛ مشهور مىگويند