مصطفى محقق داماد
75
مباحثى از اصول فقه ( فارسى )
حكم به ماوراء غايت سرايت نمىكند و براى اين كار نياز به قرينه هست . د ) مفهوم لقب - معناى لقب در اصول غير از آن است كه در عرف شايع است و غالبا آن را در كنار كنيه استعمال مىكنند . لقب آن چيز است كه مورد حكم واقع مىشود . بنابراين مسند هر جملهاى لقب است . مثلا : « پرويز دانشمند است . » آيا اين جمله مفهوم دارد ؟ يعنى مىشود گفت غير از پرويز ، دانشمند نيست ؟ علماى اصول به اتفاق مىگويند لقب مفهوم ندارد . ه ) مفهوم عدد - اگر حكمى بر موضوعى بار شود كه در آن عددى به كار رفته باشد ، بحث در اين است كه آيا اين جمله نسبت به ماوراء عدد مفهوم دارد يا نه ؟ مثلا مستحب است سه روز از هر ماه روزه بگيريد آيا مفهومش اين است كه بيش از سه روز استحباب ندارد ؟ نظر اكثر اصوليّين اين است كه جملهء داراى عدد ، مفهوم ندارد . اگر هم در مواردى حائز مفهوم باشد ناشى از طبع سخن نيست ، بلكه به علّت وجود قرائن حاليه و مقاليّه است . و ) مفهوم حصر - حصر با ادوات مختلفى صورت مىگيرد ، مانند انّما در عربى و تنها در فارسى . و گاهى هم ممكن است حصر با يك نفى مقدّم ، و استثناء مؤخر صورت گيرد . مانند كلام قرآن كه مىفرمايد : « وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ « 1 » » - محمد ( ص ) نيست مگر رسول .
--> ( 1 ) - قرآن مجيد سورهء آل عمران ، آيه 144