مصطفى محقق داماد
26
مباحثى از اصول فقه ( فارسى )
كه در مقابل لفظ مىخواهد قرار گيرد ، همان معناى كلّى است . مانند همين مثال ، معنايى كه لفظ گل برآن نهاده شده همانا معناى كلّى و وسيع گل است كه نسبت به تمام مصاديق و انواع گل عموم و شمول دارد ، و يك جا اين لفظ را براى آن نهادهاند . در موارد بسيار زيادى هرچند كه واضع ، معناى كلّى و اجمالى تصوّر كرده امّا درعينحال لفظ را عينا براى آن ننهاده ، بلكه براى موارد مشخّص و معيّن نهاده است . يعنى نمىخواهد كه هرگاه اين لفظ استعمال مىشود آن معناى اجمالى و كلّى اراده گردد . مثل نهادن ضمير « او » براى مفرد غايب ، كه واضع در هنگام وضع چارهاى جز اين ندارد كه براى انجام عمل وضع ، يك معناى اجمالى و كلّى تصوّر كند و لذا همين مفهوم و معناى كلّى يعنى مفرد غايب را تصوّر مىكند ولى لفظ او را براى آن معنى نمىنهد ، زيرا كه نمىخواهد در موقع استعمال ، چنين معناى كلّى از آن اراده شود بلكه مىخواهد هرگاه اين كلمه استعمال مىشود فرد خاص و مشخّص به نظر آيد . در مثال قبلى « گل و گياه » ، آنچه در هنگام وضع تصوّر شده ، موضوع له قرار گرفته است ، پس مىگويند وضع عام و موضوع له عام . يعنى هم معناى متصوّر در هنگام وضع ، مفهوم عام است و هم آنچه كه براى آن لفظ را نهادهاند عام است . امّا در مثال دوم « ضمير او » ، مىگويند وضع عام و موضوع له خاص - يعنى در هنگام وضع ، متصوّر عام بوده ولى لفظ را براى آن ننهادهاند بلكه معناى خاص ، موضوع له قرار گرفته است . علماى اصول وضع الفاظ را از حيث نحوهء تصوّر معنى براى