الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني
349
شرح كفاية الأصول
ثانيا : بأنّ قضيّته . . . . اين عبارت ناظر به اشكال دوم شيخ انصارى بر وجه دوم از وجوه عقليّه مىباشد ، به اين بيان : اشكال دوم شيخ مرحوم شيخ مىفرمايد : مقتضاى وجه دوم اين است كه فقط به اخبارى عمل كنيم كه اجزاء و شرايط را ثابت مىكنند ، زيرا آنچه كه در اين دليل ، سبب حجّيت خبر واحد شد ، عبارت است از علم اجمالى به اخبارى كه متضمّن بيان جزئيّت و شرطيّت و مانعيّت مىباشد ، ( يعنى مثبت است ، نه نافى ) و لذا اخبار نافيه ( اخبارى كه جزئيّت يا شرطيّت چيزى را نفى مىكنند ) كنار گذاشته شود ، با اينكه بحث از حجّيت اخبار ، اختصاص به اخبار مثبته ندارد و اعمّ است . و الأولى أن يورد . . . اشكال مصنّف مصنّف در اين عبارت ، وجه دوّم دليل عقلى را مورد اشكال قرار مىدهد و از اشكال مرحوم شيخ عدول مىكند ، زيرا اشكال ايشان را نسبت به اخبار نافيه ناتمام مىداند و لذا مىفرمايد : بهتر آنست كه بر وجه دوم از وجوه عقليّه ، اينگونه اشكال شود كه : اين دليل عقلى ، فى حدّ نفسه ، هم نسبت به اخبار مثبته و هم نسبت به اخبار نافيه ، تامّ نيست . امّا نسبت به اخبار مثبته : دليل عقلى مذكور ، خبر واحد را حجّت نمىكند ، به گونهاى كه بتواند در مقابل عموم يا اطلاق كتاب و سنّت ، قرار بگيرد و آنها را تخصيص يا تقييد بزند . بلكه نتيجه وجه دوم ، لزوم احتياط است ، و معلوم است كه لزوم احتياط ، ربطى به حجّيت خبر واحد ندارد . مضافا اينكه احتياط و عمل به اخبار مثبتهء اجزاء و شرايط تكليف ، تا وقتى جايز