الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني

289

شرح كفاية الأصول

براى حجّيت خبر واحد ، به مفهوم شرط در آيهء نبأ استدلال نمود . « 1 » ثمّ انه لو سلّم . . . [ اشكال شامل نشدن آيه براى روايات با واسطه ] مصنّف بعد از آنكه استدلال را به گونه‌اى تقريب كرد تا اشكالات شيخ وارد نشود ، در مقام تحقيق در استدلال به آيهء نبأ ، دو اشكال ديگر را مطرح مىكند و از آنها جواب مىدهد . اشكال اول ( اشكال اتّحاد حكم و اثر ) اشكال اول اين است كه اگر بپذيريم آيهء نبأ ، مفهوم دارد و اگرچه از ادلّه حجّيت خبر واحد محسوب مىشود ، امّا در توانش نيست كه تمام اخبار آحاد ( چه با واسطه و چه بدون واسطه ) را حجّت كند ، بلكه فقط مىتواند خبر بىواسطه را حجّيت كند . براى بيان اشكال ، نياز به ذكر مقدّمات است كه در ذيل به آن اشاره مىشود : مقدّمهء اوّل - اخبار آحاد بر دو قسمند : 1 - اخبار بدون واسطه : يعنى اخبارى كه راوى ، آنها را بدون هيچ واسطه‌اى از امام عليه السّلام نقل مىكند . مثل اينكه زراره از امام صادق عليه السّلام مستقيما نقل كند . 2 - اخبار با واسطه : يعنى اخبارى كه راوى ، آنها را با يك يا چند واسطه از امام عليه السّلام نقل مىكند . مثل اينكه راوى از زراره نقل كند كه امام عليه السّلام اين‌طور فرمودند و يا شيخ مفيد از شيخ صدوق و شيخ صدوق نيز از ديگران نقل كند ، تا برسد به راوى كه از امام نقل مىكند . اشكال اين است كه آيهء نبأ و به‌طور كلّى تمام ادلّه حجّيت خبر واحد ، « 2 » شامل اخبار آحاد با واسطه نمىشوند و فقط مىتوانند خبر واحد بدون واسطه را حجّت كنند .

--> ( 1 ) . البته همان‌طور كه امام خمينى نيز در اصولشان فرمودند ، اين جواب آخوند درست نمىباشد و جهالت در اينجا در مقابل عدم علم است ، زيرا اولا جهالت مقابل تبيّن قرار گرفته است و ثانيا سفاهت با شأن نزول آيه سازگار نمىباشد ، زيرا قرار بود پيامبر صلّى اللّه عليه و آله براساس خبر وليد ، به جنگ با بنى المصطلق برود ، و لذا جهالت در آيه به معناى عدم آگاهى از واقع است نه اينكه سفاهت باشد كه با شأن رسالت و نبوّت سازگارى ندارد . ( 2 ) . از تعبير به « مثل » در عبارت « ربما اشكل شمول مثلها . . . » نيز برمىآيد اين اشكال ، اختصاص به آيه نبأ ندارد ، بلكه ساير ادلّه حجّيت نيز مبتلا به اشكال مذكور مىباشند .