الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني
187
شرح كفاية الأصول
اين بوده كه آنها بهطور مستقلّ و بدون رجوع به روايات وارده از معصومين ، به ظواهر قرآن استدلال و استناد مىكردند . پس نهى و ردع امام عليه السّلام مربوط به استقلال در استدلال آنها بوده است ، امّا استدلال به ظاهر قرآن ، بعد از فحص از وجود مخصّص يا مقيّد و . . . در روايات ، مانعى ندارد . و شاهدش اين است كه خود أئمّه عليهم السّلام اصحابشان را به آيات قرآن و ظواهر خطابات آن ، ارجاع مىدادند . مثل اينكه زراره به امام صادق عليهم السّلام عرض مىكند : « من أين علمت انّ المسح ببعض الرأس ؟ » بعد امام عليه السّلام مىفرمايد : « لمكان الباء » ( زيرا در آيه آمده است : « و امسحوا برءوسكم » ، و « باء » در اينجا براى تبعيض است ) . و يا در صيحه عبد الاعلى آمده است : « قال : قلت لأبى عبد اللّه عليه السّلام : عثرت فانقطع ظفرى ، فجعلت على اصبعى مرارة ، فكيف أصنع بالوضوء ؟ قال عليه السّلام : يعرف هذا و أشباهه من كتاب اللّه عزّ و جلّ ، قال اللّه تعالى : « ما جعل عليكم فى الدّين من حرج » ، امسح عليه . « 1 » در اينجا نيز امام عليه السّلام اصحابش را به ظاهر قرآن ، ارجاع داده است . جواب دليل دوم ( و أمّا الثانية . . . ) اخبارىها در وجه دوم گفته بودند : قرآن كريم شامل مضامين و مطالب بلند و پيچيدهاى است كه فقط راسخين در علم ( أئمّه اطهار ) قادر به درك آنها هستند ، و امّا ديگران ، حتّى انديشمندان و عالمان ، از درك و فهم آنها عاجزند . مصنّف در جواب از اين وجه مىگويد : انكار نمىكنيم كه قرآن مشتمل بر مطالب و مضامين بلندى است كه فقط راسخين در علم ، قادر به درك آنها هستند ، امّا اين مطلب ، به مدّعاى ما صدمهاى نمىزند ، زيرا ما معتقديم قرآن علاوه بر اشتمالش برآن مضامين عاليه و غامضه ، ظواهرى نيز دارد كه
--> ( 1 ) . وسائل الشيعة ، ج 1 ، ابواب الوضوء ، باب 39 ، حديث 5 ، ص 327 .