الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني
188
شرح كفاية الأصول
براى سايرين قابل درك مىباشد ، مثل آيات الاحكام كه ظواهرش براى ما حجّت است ، چنانكه وجوب نماز و روزه و حجّ و . . . را از آيات قرآن استفاده مىكنيم . پس ظواهرى از قرآن كه قابل درك و فهم است ، براى ما حجّت مىباشد ، و لذا اشتمال قرآن بر مطالب غامض ، ما را اولا از درك ظواهر ، و ثانيا از حجّيت اين ظواهر ، منع نمىكند . جواب دليل سوم ( و أمّا الثالثة . . . ) اخبارىها در وجه سوم ادعا كرده بودند : قرآن مشتمل بر محكمات و متشابهات است و اتّباع متشابهات ، جايز نيست . و عنوان متشابه علاوه برآن كه شامل مجملات مىشود ، بر ظواهر نيز اطلاق مىشود ، زيرا متشابه به هر چيزى گفته مىشود كه حد اقلّ دو احتمال در آن داده شود ، و در ظواهر نيز احتمال خلاف وجود دارد ( هرچند اين احتمال ، مرجوح است ) . و اگر بهطور قطعى نتوان متشابه را بر ظواهر اطلاق كرد ، لا اقل احتمال آنكه متشابه شامل ظواهر نيز بشود ، وجود دارد ، زيرا خود عنوان متشابه ، مجمل است ( به توصيفى كه گذشت ) . مصنّف در جواب از اين وجه مىفرمايد : عنوان « متشابه » واضح است و فقط شامل « مجمل » مىشود و لذا بر ظواهر اطلاق نمىگردد . و همانطور كه محكم ، مساوى با نصّ است ، متشابه نيز مساوى با مجمل است . به عبارت ديگر : متشابه فقط به چيزى اطلاق مىشود كه در آن ، حد اقل دو احتمال مساوى داده شود ، و لذا به هر چيزى كه در آن احتمال ديگر ( هرچند احتمال مرجوح ) داده مىشود ، متشابه گفته نمىشود . پس مطابق اين تعريف ، متشابه فقط شامل مجملات است و ظواهر جزء متشابهات محسوب نمىشود ، نه قطعا و نه احتمالا . نتيجه : متشابه فقط شامل مجملات مىشود ، و لذا در عنوان متشابه ، اجمال و