الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني

154

شرح كفاية الأصول

من دون ارادة نفسانية . . . مصنف به مناسبت اين مطلب كه در موارد احكام ظاهرى و واقعى ، اجتماع دو حكم متماثل و متضادّ و اجتماع اراده و كراهت نمىباشد ، وارد يك بحث فلسفى در مورد تعلّق اراده و كراهت شده و آن را در مورد ذات بارىتعالى مورد بررسى قرار داده است ، به اين بيان : « اراده » همان شوق مؤكّد است كه مستتبع حركات عضلات مىشود ، به طورى كه وقتى شخصى اراده مىكند كارى را انجام دهد ، ابتدا شوق پيدا مىكند و اين شوق به حدّى مىرسد كه اعضاى او را به حركت وامىدارد . « كراهت » نيز يك امر نفسانى در مقابل اراده مىباشد . و چون اراده و كراهت ، كيفيّت نفسانىاند « 1 » ، نياز به نفس و مزاج دارند و لذا در مورد خداوند متعال اين‌گونه اراده و كراهت معنا ندارد . و در فلسفه ثابت شده كه چون در مبدأ اعلى ، نفس و مزاج و اشتعال و شوق نمىباشد ، اراده و كراهت به معنايى كه ذكر شد ، در آنجا متصوّر نيست . بلكه اراده و كراهت در مورد ذات بارىتعالى ، به اين معنى است كه خداوند ، به نبىّ خود ، وحى يا الهام مىكند كه فلان عمل ، محبوب و يا مبغوض اوست ، و از اينجا اراده و كراهت مبدأ اعلى ، معلوم مىشود . به بيان ديگر : وقتى خداوند به نبىّ يا ولىّ خود ، حكمى را كه از مصلحت يا مفسده‌اى ناشى شده ، وحى يا الهام مىكند ، در نفس آن نبىّ و ولىّ ، به سبب آن مصلحت و مفسده ، اراده و كراهتى ظاهر مىشود كه سبب انشاء ( به نحو بعث يا زجر ) مىگردد ، به خلاف جايى كه در متعلّق ، هيچ مصلحت و مفسده‌اى نمىباشد ، و فقط اين مصلحت در نفس انشاء امر به آن ، به عنوان يك حكم طريقى و صورى و ظاهرى مىباشد .

--> ( 1 ) . كيف بر چهار قسم است : كيف نفسانى ، استعدادى ، محسوس ، مختصّ به كمّ .