الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني

114

شرح كفاية الأصول

تامّ نخواهد بود ( مقتضى ، با فحص ، تمام و كامل مىشود ) . براى واضح شدن مسئله ، مطلب را در برائت عقليّه و نقليّه دنبال مىكنيم . اوّل - برائت عقليّه موضوع در برائت عقليّه ، قبح عقاب بلابيان است ، يعنى عقل مىگويد اگر بر چيزى بيان نباشد ، عقاب برآن چيز ، قبيح است . حال كه موضوع برائت عقليّه ، « عدم بيان » شد ، قبل از فحص از وجود ادلّه اجتهاديّه ، اصلا موضوع ( لا بيان ) محقّق نمىباشد تا برائت جارى شود ، بلكه وقتى اين موضوع ، محقّق مىشود كه ادلّه اجتهاديّه وجود نداشته باشد و اين با فحص ، معلوم مىشود . مثلا در « دعاء عند رؤية الهلال » كه وجوبش مورد شكّ است ، ابتدا به ادلّه اجتهاديّه رجوع مىشود و چنانچه دليل اجتهادى وجود نداشت ، نسبت به وجوب آن ، برائت جارى مىشود ، زيرا در اين صورت صدق مىكند كه بيان وجود ندارد و عدم بيان ، موضوع برائت عقليّه مىباشد ، يعنى بعد از آنكه معلوم شد دليلى بر وجوب آن نيست ، عقل مىگويد : چون عقاب بدون بيان و مؤاخذه بدون برهان ، قبيح است ، نسبت به وجوب آن ، برائت جارى مىشود . از طرف ديگر ، عقل مىگويد اگر شخص ، بدون فحص ، مشكوك الحرمة را مرتكب شود و يا مشكوك الوجوب را ترك كند ، مستحقّ عقوبت و مؤاخذه مىباشد . دوم - برائت نقليّه در برائت نقليّه ممكن است گفته شود كه مقتضى تمام است و فحص از وجود مانع مىباشد ، به اين صورت كه : ادلّه برائت نقليّه ، نسبت به وجوب و عدم وجوب فحص ، اطلاق دارند . مثلا در « رفع ما لا يعلمون » نيامده است كه « رفع ما لا يعلمون بعد الفحص » و لذا مطلق است و قبل از فحص را نيز شامل مىشود . و يا « الناس فى سعة ما لا يعلمون » چون مقيّد به فحص نشده ( و گفته نشده : الناس فى سعة ما لا يعلمون بعد الفحص ) مطلق