الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني
81
شرح كفاية الأصول
مطلب دوم ( ثمّ الظاهر أيضا . . . ) در اين مطلب ، مصنّف اين بحث را مطرح نموده كه آيا مسئله مقدّمهء واجب ، يك مسئله عقلى است يا لفظى ؟ و به عبارت ديگر : آيا بحث در اين مسئله ، ثبوتى است يا اثباتى ؟ از صاحب معالم استفاده مىشود كه بحث لفظى و اثباتى است ، زيرا ايشان ، در استدلال بر نفى وجوب مقدّمه گفته است : اگر دلالت وجوب ذى المقدّمه بر وجوب مقدّمه ثابت باشد بايد يكى از دلالات سهگانه ( مطابقى ، تضمّنى و التزامى ) تصوير شود ، و چون هيچيك از اين دلالات وجود ندارد ، معلوم مىشود كه مقدّمه وجوب ندارد . از اين بيان صاحب معالم ، استفاده مىشود كه بحث را يك بحث لفظى و اثباتى مىداند ، زيرا دلالات سهگانه مربوط به الفاظ است . نظر مصنّف مصنّف معتقد است كه ظاهرا بحث وجوب مقدّمه ، يك بحث ثبوتى و عقلى است كه به لفظ ارتباطى ندارد ، به اين بيان : آيا عقلا بين وجوب ذى المقدّمه و وجوب مقدّمه ، ملازمه هست يا نه ؟ دليل عقلى بودن بحث وجوب مقدّمه ( ضرورة . . . ) مصنّف در تعليل عقلى بودن مسئله وجوب مقدّمه مىگويد : بحث اثباتى و لفظى در جايى مطرح مىشود كه مقام ثبوت ، بدون اشكال باشد . امّا اگر مقام ثبوت ، محل اشكال باشد ، نوبت به مقام اثبات نمىرسد . در اينجا نيز مقام ثبوت ( اصل ملازمه بين وجوب ذى المقدّمه و وجوب مقدّمه ) محل اشكال است و بايد بحث شود كه آيا واقعا ملازمه هست يا نه ؟ حال اگر اين بحث منقّح نشود ، بحث اثباتى و دلالى فايدهاى ندارد ، زيرا دلالت و عدم دلالت وجوب ذى المقدّمه بر وجوب مقدّمه ، فرع بر اين است كه ثبوتا ملازمه باشد . * * *