الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني
54
شرح كفاية الأصول
وضع اسماء اشاره و ضماير مصنّف در اين متن ، وضع اسماء اشاره و ضمائر را نيز مانند اسماء اجناس و حروف و إخبار و انشاء مىداند ، يعنى وضع ، موضوع له و مستعمل فيه در آنها عامّ است و تفاوت در كيفيّت استعمال مىباشد « 1 » . توضيح كلام ايشان در هريك از اسماء اشاره و ضمائر چنين است : اسماء اشاره : شكّى نيست كه مقصود از مثل كلمهء « هذا » ، تمام مشاراليههاى مفرد مذكر است ، و تا وقتى كه با دست يا چيز ديگرى اشاره نشود ، از حالت عموميّت خارج نمىشود . ولى هنگام استعمال ، چون اشاره به چيز مجهول و نامعلوم ، صحيح نيست ، بايد معناى آن جزئى شود ، مثل : « هذا الرجل » . بنابراين جزئيّت و خاصّ شدن اسم اشاره ، از اطوار و شئون استعمال است . ضماير : در اينجا به هر دو قسم از ضمائر اشاره مىشود : 1 - ضماير غايب اين ضماير ، مانند اسماء اشارهاند . مثلا « هو » براى اشاره به مطلق افرادى است كه مذكّر و غايب هستند ، و فقط هنگام استعمال معناى جزئى پيدا مىكند . مثل : « هو الرجل العالم » 2 - ضماير مخاطب ضمير مخاطب نيز در مراحل سهگانه وضع ، موضوع له و مستعمل فيه عامّ است و فقط در مرحله استعمال خاصّ مىشود . مثلا « أنت » براى مطلق مفرد مذكّر مخاطب وضع شده است و موضوع له و مستعمل فيه در آن نيز عامّ است . فقط وقتى متكلّم مىخواهد شخص روبروى خودش را مورد خطاب قرار دهد ، اين ضمير در معناى جزئى استعمال مىشود . و الاشارة و التخاطب يستدعيان التّشخص . . . اين متن اشاره دارد به اينكه اختلاف در مورد اسماء اشاره و ضمائر فقط در كيفيّت استعمال است ، به اين بيان كه : اشاره ( در ضمير غايب و اسم اشاره ) و تخاطب ( در ضمير
--> ( 1 ) . در مقابل مصنّف ، عدهاى مىگويند : چون اشاره و تخاطب ، تشخّص مشار اليه و مخاطب را اقتضاء مىكند ، پس بايد مستعمل فيه در آن دو ، خاصّ باشد .