الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني

440

شرح كفاية الأصول

مبحث ششم : دلالت صيغه بر وجوب نفسى تعيينى عينى مصنّف در اين مبحث مىگويد : هنگام شكّ در واجب بين اينكه نفسى است يا غيرى ، تعيينى است يا تخييرى ، عينى است يا كفائى ، اطلاق صيغهء أمر « وجوب نفسى تعيينى عينى » را اقتضاء مىكند . قبل از توضيح كلام مصنّف لازم است به تقسيمات واجب اشاره‌اى شود ، به اين بيان : همان گونه كه در بحث مقدّمهء واجب خواهد آمد ، « واجب » داراى تقسيمات زيادى است ولى آنچه كه از تقسيمات واجب در اين مبحث بيان شده ، سه قسم مىباشد : تقسيم اوّل : نفسى و غيرى واجب نفسى : يعنى واجبى كه وجوبش به خاطر مصلحت خودش است نه اينكه به خاطر عمل ديگرى ، واجب شده باشد . بنابراين وجوب واجب نفسى ، مستقلّ و بالأصالة است . مثل : صلاة ، صوم ، حجّ و . . . كه خودشان مصلحت و ملاك و محبوبيّت دارند . واجب غيرى ( يا مقدّمى ) : يعنى واجبى كه وجوبش ، مقدّمه رسيدن به يك واجب ديگرى است . به بيان ديگر : چون ذو المقدّمه ( غير ) واجب مىباشد ، چاره‌اى نيست جز اينكه مقدّمه نيز واجب شود . مانند : وجوب طهارات ثلاث ( وضوء ، غسل و تيمّم ) كه وجوبشان به خاطر وجوب صلاة است ، به گونه‌اى كه اگر صلاة واجب نمىشد ، طهارات ثلاث نيز واجب نمىشدند . تقسيم دوم : تعيينى و تخييرى واجب تعيينى : يعنى عملى كه وجوبش متعيّن است و عدل و كفوى ندارد تا جايگزين آن شود ، بلكه منحصرا خودش واجب است . مثل : صلاة ظهر ، صلاة عصر ، حجّ و . . . كه قائم مقام و جانشين ندارند . واجب تخييرى : واجبى است كه عدل و بدل دارد ، يعنى مىتوان واجب ديگرى را جايگزين آن كرد ، به‌طورى كه مكلّف بين اتيان واجب و بدل آن مخيّر است . مانند : خصال كفّارات ( صوم شهرين متتابعين أو اطعام ستين مسكين أو تحرير رقبه ) كه مكلّف مىتواند هركدام از اين سه خصلت را به عنوان كفّاره ، انجام دهد .