الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني

441

شرح كفاية الأصول

تقسيم سوم : عينى و كفائى واجب عينى : واجبى است كه بر آحاد و فرد فرد از مكلّفين ، واجب است ، به گونه‌اى كه اگر توسّط عده‌اى انجام گيرد ، تكليف از عهدهء ديگران ساقط نمىشود . مانند : صلاة ، صوم ، حجّ و . . . كه بر هر مكلّفى به‌طور جداگانه واجب است . واجب كفائى : واجبى است كه اگر « من يقوم به الكفاية » ( يعنى تعدادى كه وجود آن‌ها براى انجام تكليف كفايت مىكند « 1 » ) آن را انجام دهد ، از عهدهء ديگران ساقط است . مانند : دفن ميّت ، كه اگر توسّط افرادى انجام شود ، وجوب آن نسبت به ديگران ساقط خواهد بود . نظر مصنّف پس از بيان تقسيمات واجب ، كلام مصنّف را توضيح مىدهيم . ايشان مىگويد : از اطلاق صيغهء أمر استفاده مىشود كه واجب ، اولا : نفسى است نه غيرى ، ثانيا : تعيينى است نه تخييرى ، ثالثا : عينى است نه كفائى ، زيرا « غيرى ، تخييرى و كفائى » بودن واجب ، مئونه و هزينه مىخواهد . مثلا مولى در واجب غيرى ، بايد به مكلّف بگويد : اگر خواستى نماز بخوانى ، وضو بگير ، و در واجب تخييرى بگويد : « اگر عتق رقبه نكردى ، بايد دو ماه روزه بگيرى يا شصت مسكين را اطعام كنى » ، و در واجب كفائى بگويد : « اگر ديگران ميّت را دفن نكردند ، بر تو واجب است كه ميّت را دفن كنى » . پس غيرى ، تخييرى و كفائى ، سبب تضييق دائرهء وجوب و تقييد آن مىشود و معلوم است ك تقييد و تضييق ، محتاج به بيان زائد است ، به خلاف « نفسى ، تعيينى و عينى » كه نياز به مئونه و هزينه زائد ندارد . حال اگر مولى در مقام بيان باشد و بر ارادهء غيرى ، تخييرى و كفائى بودن واجب ، قرينه‌اى ذكر نكند ، مقدّمات حكمت اقتضاء مىكند كه واجب ، مطلق است چه نسبت به

--> ( 1 ) . در اين صورت اگر فرض شود كه مثلا وجود سه نفر براى دفن ميّت لازم است ، چنانچه دو نفر حاضر به اين كار شوند ، هنوز تكليف متوجّه ديگران مىباشد . پس تنها با وجود « من يقوم به الكفاية » ، تكليف از ديگران ساقط مىشود و گرنه تكليف همچنان وجود دارد .