الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني

360

شرح كفاية الأصول

« أ تأمرني ؟ » فرمودند : « لا ، بل انّما أنا شافع » . « 1 » قبل از تقريب تأييد ، اشاره‌اى كوتاه در مورد واقعه لازم است . بيان واقعه : زنى به نام « بريره » را درحالىكه كنيز عايشه بود ، به عقد عبد سياهى به نام « مغيث » درآوردند . بريره بعد از آنكه آزاد شد و فهميد كه اختيار بقاى علقهء زوجيّت با او مىباشد ، تصميم مىگيرد كه از مغيث جدا شود ، درحالىكه مغيث علاقه شديدى به بريره داشت . « 2 » ابن عباس مىگويد : پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به من فرمود : آيا تعجّب نمىكنى از اينكه مغيث علاقه زيادى به آن زن دارد ، درحالىكه او از مغيث متنفّر است . اينجا بود كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به عنوان وساطت ، به بريره فرمود : « آيا مىشود برگردى و رجوع كنى ؟ » بريره عرض كرد : « أ تأمرني يا رسول اللّه ؟ » يعنى آيا به من امر ولايتى و حكومتى مىكنى كه برگردم و يا ارشاد است ؟ رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمودند : « لا ، بل انّما أنا شافع » ( خير ، أمر نمىكنم ، بلكه من قصد وساطت و شفاعت براى مغيث دارم ) . وقتى بريره فهميد كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله امر نفرموده‌اند ، حاضر نشد برگردد و با مغيث زندگى كند . تقريب تأييد : با بيان واقعه معلوم شد كه چون پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از أمر در جملهء « أ تأمرني » ، استفادهء « وجوب » نموده ، در جواب فرمودند : « لا » يعنى من الزام و ايجاب نمىكنم ، بلكه شفاعت و خواهش مىكنم . « 3 »

--> ( 1 ) . الكافى : ج 5 ، ص 485 / التهذيب : ج 7 ، ص 341 / الخصال : ج 1 ، ص 190 . ( 2 ) . شدّت علاقه به گونه‌اى بود كه ابن عباس دربارهء او مىگويد : هنگامى كه بريره از اين عبد روى برگرداند و از او جدا شد و رفت ، عبد نيز پشت سرش حركت كرد درحالىكه اشك مىريخت و بر گونه و لحيه‌اش جارى بود . ( 3 ) . در اين روايت ، كلام رسول اللّه كه به « بريرة » فرمود : « مىشود كه برگردى ؟ » قرينه مىشود كه « بريرة » اين جمله را به عنوان يك أمر الزامى تلقّى كند و بگويد : « أ تأمرني ؟ » . پس معلوم مىشود كه دلالت أمر بر وجوب ، توأم با قرينه است و لذا اين روايت هم دليل نمىشود و فقط مؤيّد است .