الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني

341

شرح كفاية الأصول

جارى است . و يا مانند : « أنبت اللّه البقل » كه « إنبات » ( روياندن ) حقيقتا منسوب به خداوند است و او واقعا گياهان را مىروياند . 2 - إسناد مجازى ( إلى غير ما هو له ) : يعنى حدث براى موضوع و مسند اليه ، به‌طور حقيقى ثابت نيست . مانند : « الميزاب جار » كه ناودان در حقيقت ، جريان ندارد ، بلكه جريان حقيقى مربوط به آبى است كه در ناودان مىباشد . پس إسناد جريان به ميزاب ، مجازى است . و يا مانند : « أنبت الربيع البقل » كه فصل بهار حقيقتا منبت ( رويانندهء ) گياهان نيست ، بلكه روياندن حقيقى مربوط به خداوند است و فصل بهار تنها ظرف براى اين رويش است . پس اسناد إنبات به ربيع ، مجازى است . كلام صاحب فصول صاحب فصول معتقد است كه اگر صدق مشتقّ بر ذات ، بخواهد حقيقى باشد ، بايد اسناد مبدأ به ذات ، اسناد حقيقى ( إلى ما هو له ) باشد ، مانند : « الماء جار » كه چون جرى ( مبدأ اشتقاق ) به‌طور حقيقى به « ماء » نسبت داده شده است ، اطلاق « جار » بر « ماء » نيز حقيقى است . اما در مثل « الميزاب جار » چون نسبت و اسناد جرى به ميزاب ، مجازى است ، اطلاق جار ( به عنوان مشتق ) بر « ميزاب » نيز مجازى خواهد بود . نقد كلام صاحب فصول مصنف مىگويد : صاحب فصول بين « مجاز » در كلمه با مجاز در إسناد ، خلط كرده است . به اين بيان كه : مجاز بر سه قسم است « 1 » : 1 - مجاز در حذف : يعنى إسناد ، با حذف كلمه‌اى صورت گيرد ، مانند : « و اسأل القرية » كه در تقدير ، « و اسأل أهل القرية » است . ( اين قسم ، مورد بحث نيست . )

--> ( 1 ) . اين تقسيم ، مطابق مبناى مشهور ادبا است و گرنه در بعضى از اقسام ، نظراتى وجود دارد .