الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني
213
شرح كفاية الأصول
محلّ نزاع داخل مىشود ، چه مبدأ اشتقاق ، عرض باشد و چه عرضى . نسبت بين مشتقّ اصولى و مشتقّ ادبى نسبت بين مشتقّ اصولى و مشتقّ ادبى ، « عموم و خصوص من وجه » است كه در آن ، يك مادّه اجتماع و دو مادّهء افتراق وجود دارد . مادّه اجتماع : اطلاق مشتقّ اصولى و ادبى بر مثل : اسم فاعل و مفعول ( ضارب ، عالم و . . . ) . ماده افتراق : 1 - اطلاق خصوص مشتقّ ادبى بر مثل : افعال و مصادر مزيده ( ضرب ، يضرب ، إكرام و . . . ) . 2 - اطلاق خصوص مشتقّ اصولى بر مثل : زوجيّت ، ملكيّت و . . . و إن أبيت . . . اگر كسى بگويد كه : نزاع معروف در باب مشتقّ ، مختصّ به مشتقّ ادبى است و جامداتى مثل « زوج » ، « ملك » و . . . موضوعا ( تخصّصا ) از باب مشتقّ خارجند و در علم اصول هم به آنها مشتقّ نمىگويند ( چنانكه جمود بر ظاهر لفظ « مشتقّ » چنين مطلبى را اقتضاء مىكند ) ، خواهيم گفت كه : اگرچه به اين موارد ، مشتقّ هم نگويند ولى محكوم به حكم مشتقّ و داخل در حريم نزاع هستند . به عبارت ديگر : اين موارد داخل در نزاع مىباشند ، خواه اسم آنها مشتقّ باشد و يا جامد . شاهد مطلب ( كما يشهد به . . . ) مصنّف براى اين ادّعا ( كه حتّى جوامد ادبى هم داخل در نزاعند ) ، يك فرع فقهى ( من كانت له زوجتان كبيرتان ، أرضعتا زوجته الصغيرة ) را به عنوان شاهد ، از دو كتاب نقل مىكند : 1 - ايضاح الفوائد « 1 » در باب « رضاع » از اين كتاب در مورد شخصى كه دو زوجهء كبيره و يك زوجهء صغيره دارد ، آمده است : اگر اين دو زوجهء كبيره به زوجهء صغيره ، با شرائط رضاع محرّم « 2 » ، شير بدهند ،
--> ( 1 ) . « ايضاح الفوائد » اثر فخر المحقّقين ( پسر علّامه ) ، شرح « قواعد » علّامه است . ( 2 ) . الرضاع لحمة كلحمة النسب .