الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني
15
شرح كفاية الأصول
توضيح « بلا واسطة فى العروض » : در تعريف موضوع علم ، بيان شد كه عرض ذاتى ، آن است كه « بالذّات و بالأصالة » براى معروض باشد ، و اين معناى « بلا واسطة فى العروض » است . به عقيدهء مصنّف ، وقتى آب توسط آتش گرم مىشود ، آب حقيقتا گرما را دارد و « حرارت » عرض ذاتى آب خواهد بود ، هرچند آتش ، واسطه در ثبوت باشد ( زيرا آتش اين حرارت را به آب داده است ) ، درحالىكه منطقىها اين را عرض غير ذاتى مىدانند . پس ملاك عرض ذاتى ، عدم واسطه در عروض مىباشد ، هرچند واسطه در ثبوت يا اثبات هم باشد . نسبت موضوع علم با موضوع مسائل علم ( هو نفس . . . ) نسبت موضوع هر علمى با موضوعات مسائل آن علم ، نسبت « كلّى و فرد » ( يا « طبيعى و مصداق » ) است ، مثل نسبت « انسان » و « زيد » . مثلا در علم نحو ، موضوعات مسائل آن ، از خانوادهء « كلمه و كلام » است ، مثل : اسم ، فعل ، حرف ، معرب ، مبنى ، فاعل ، مفعول و . . . . پس كلمه و كلام ، حالت يك كلّى را دارند كه اسم ، فعل ، حرف و . . . از مصاديق آن هستند . و يا در علم منطق ، موضوعات مسائل آن ، از « معرّف و حجّت » ريشه گرفتهاند ، و اين معرّف و حجّت به منزلهء يك كلّىاند كه داراى مصاديقى ( قضاياى منطقى ) است . در علم اصول نيز همين نسبت بين موضوع و موضوعات مسائل وجود دارد ، يعنى موضوع علم اصول يك كلّى است كه مصاديقش همان موضوعات مسائل علم اصول است . بنابراين موضوع هر علمى با موضوعات مسائل آن علم ، « عينيّت مصداقى » دارند ، يعنى در مصداق خارجى متحدند ، ولى تغاير مفهومى دارند و اين تغاير به نحو تغاير « كلّى و مصاديق » ( يا همان « طبيعى و افراد » ) است . * * *