الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني
125
شرح كفاية الأصول
واسطهء آوردن اكثر ( نماز با سوره ) حاصل مىشود . بيان اشكال سوم : پس از ذكر اين مقدّمه ، اشكال اينگونه بيان مىشود كه : وقتى قدر جامع ، عنوان بسيط « المطلوب » باشد ، بهطورى كه امر ( مثل : صلّ ) به اين عنوان تعلّق بگيرد ، ديگر ركوع ، سجود ، قيام ، قعود و . . . مأمور به نيستند ، بلكه مأمور به همان عنوان « المطلوب » مىشود . بنابراين نسبت به عنوان « المطلوب » اشتغال ذمّه پيدا مىشود و مكلّف ، موظّف است كه اين عنوان را به مولى تحويل دهد ، و از طرفى اجزاى « صلاة » ( ركوع ، سجود ، تشهّد ، قيام و . . . ) محقّق و محصّل عنوان قرار مىگيرند ، به اين صورت كه زمينه و مقدّمه مىشوند براى تحقّق و حصول « المطلوب » ، كه اين عنوان توسّط اين اجزاء ايجاد شود و به واسطهء آنها عينيّت پيدا كند . حال اگر در جزئيت « سوره » شكّ شود ، چنين شكّى مربوط به شكّ در خود مأمور به ( عنوان « المطلوب » ) نيست تا اصالة البراءة جارى شود ، زيرا اين عنوان بسيط است و اجزائى ندارد ، بلكه مربوط به شكّ در محصّل است و چنين موردى جاى اشتغال مىباشد ، زيرا يقينا به محصّل ( عنوان « المطلوب » ) ، اشتغال ذمّه پيدا شده است و در مقام امتثال شكّ مىشود كه آيا بدون سوره ، امتثال آن محقّق مىشود يا نه ؟ قهرا با اين بيان ، شكّ در مقام امتثال و سقوط تكليف است نه در مقام اشتغال ذمّه و ثبوت تكليف . و معلوم است كه نماز بدون سوره ، تكليف را ساقط نمىكند و همچنان در اصل امتثال ، شكّ باقى مىماند تا جايى كه با آوردن اكثر ( نماز با سوره ) يقين به امتثال و سقوط تكليف پيدا شود . پس در مثل مقام ، جاى برائت نيست ، زيرا برائت در صورتى جارى مىشود كه شكّ در حوزهء مأمور به و متعلّق امر باشد به اين شرط كه آن مأمور به ، مركّب هم باشد نه بسيط . به عبارت ديگر : برائت وقتى جارى مىشود كه شكّ در اصل تكليف و ثبوت آن باشد ، اما در جايى كه اصل تكليف مسلّم است ولى در سقوط تكليف شكّ شود ، جاى اشتغال و احتياط است ، زيرا اينجا شكّ در امتثال بعد از يقين به اشتغال مىباشد . نتيجه : بنا بر آنكه قدر جامع ، عنوان « المطلوب » باشد ، نبايد هنگام شكّ در اجزاء و