الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني
126
شرح كفاية الأصول
شرايط ، برائت جارى شود ، درحالىكه مشهور ( از جمله صحيحىها ) در اين موارد ، برائت جارى مىكنند ( كه قول حقّ نيز همين است ) پس معلوم مىشود كه قدر جامع نمىتواند عنوان بسيط « المطلوب » باشد . 2 عنوان ملزوم « المطلوب » ( و بهذا يشكل . . . ) تا اينجا روشن شد كه امر بسيط به عنوان « المطلوب » قدر جامع نيست ، حال آيا عنوان بسيط ديگرى وجود دارد تا قدر جامع قرار گيرد ؟ گفته مىشود : آنچه كه در اينجا قابل تصوّر مىباشد ، عنوان بسيطى است ، مانند : عنوان « المحبوب ، التامّ ، الصّحيح ، ذو المصلحة و . . . » . كه ملزوم « المطلوب » مىباشد ، يعنى لازمهء هر عمل محبوبى ، آن است كه مطلوب مولى باشد يا اينكه تامّ باشد و . . . ، پس محبوبيّت ، ملزومى است كه لازمهاش مطلوبيّت مىباشد . در چنين عنوانى اشكال عقلى كه بر عنوان « المطلوب » وارد مىشد ، پيش نمىآيد ، زيرا در عناوينى مثل « المحبوب » ، عنوان « طلب » وجود ندارد تا تقدّم شىء بر نفس لازم بيايد . امّا دو اشكال ديگر در اينجا هم وارد مىشود : 1 - اشكال لغوى ( ترادف ) : يعنى لازم مىآيد كه مثلا المحبوب با صلاة مترادف باشد ، با اينكه در لغت ، صلاة به محبوب ، ترجمه نشده است ، مثلا گفته نمىشود : صلّى أى أحبّ و . . . البته مصنّف به علّت وضوح اين اشكال ، به آن اشاره نكرده است . 2 - اشكال اصولى : يعنى لازم مىآيد كه مثلا عنوان « المحبوب » مأمور به باشد و چون اين قدر جامع كه مأمور به شده ، امر بسيطى است ، شكّ در اجزاء و شرايط آن ، شكّ در محصّل مىشود و لذا بايد قائل به اشتغال و احتياط شد و برائت جارى نكرد ( به همان بيانى كه گذشت ) ، درحالىكه مشهور ( از جمله خود صحيحىها ) قائل به برائت هستند . * جواب اشكال ( مدفوع . . . ) در بيان اشكال معلوم شد كه هم قدر جامع مركّب مبتلى به اشكال است و هم قدر جامع بسيط . امّا مصنف در اينجا فقط درصدد بيان جواب و دفع اشكال نسبت به قدر جامع بسيط است و در اين مورد نيز تنها اشكال اصولى را مورد بررسى قرار مىدهد و به اشكال عقلى و ادبى اعتنايى نمىكند .