الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني
12
شرح كفاية الأصول
اوّل : موضوع هر علم ، محور و قطب علم است كه مباحث و مسائل علم ، دربارهء آن است ، و در هر علمى از « عوارض ، لواحق ، حالات و اوصاف ذاتى آن » بحث مىشود . مثلا موضوع علم نحو « كلمه و كلام » ، موضوع علم منطق « معرّف و حجّت » ، موضوع علم طبّ « بدن » و موضوع علم فقه « فعل مكلّف » است . دوّم : أعراض بر نه ( 9 ) قسمند كه منطقىها سه قسم از آن را به اتّفاق « عرض ذاتى » و سه قسم را نيز به اتّفاق « عرض غير ذاتى » مىدانند . در يك قسم نيز اختلاف كردهاند و به دو قسم ديگر از أعراض پى نبردهاند . مقصود از عرض ذاتى در عرض ذاتى ، « عرض » حقيقتا و جدّا براى « معروض » است ، به اين صورت كه : اوّلا - إسناد عرض به معروضش ، اسناد « إلى ما هو له » و حقيقى است . ثانيا - عرض در اين حالت به صورت « صفت به حال موصوف » است ، نه « صفت به حال متعلّق موصوف » . أعراض نهگانه : لازم به ذكر است كه اعراض در حقيقت سه صورت دارد ، امّا يك صورت آن داراى سه قسم ، و صورت ديگر داراى دو قسم و صورت اخير داراى چهار قسم مىباشد كه به ترتيب زير است : الف - عرض بر معروض ، بدون واسطه عارض مىشود : اين صورت داراى سه قسم است : 1 - عارض « مساوى » با معروض است . مثل : عروض « تعجّب » ( كه عرض ذاتى است ) بر « انسان » . 2 - عارض « اعمّ » از معروض است . مثل : « جنس » نسبت به « فصل » . ( منطقىها به اين قسم توجّه نكردند ) . 3 - عارض « أخصّ » از معروض است . مثل : « فصل » نسبت به « جنس » .