محمد موسوى بجنوردى

372

استصحاب ( شرح كفاية الأصول ) ( فارسى )

خلاف حالت سابقه ، جارى نمىشود ، چه مستلزم مخالفت قطعيه عمليه بشود يا نشود . پاسخ مرحوم آخوند ( ره ) به مرحوم شيخ انصارى ( ره ) اوّلا ؛ در ذيل همهء روايات ، جملهء « و لكن انقضه بيقين آخر » وجود ندارد و اجمال خطاب « لا تنقض » در روايات واجد ذيل ، به ساير رواياتى كه فاقد آن ذيل هستند سرايت نمىكند . در نتيجه ، در ساير روايات ، اين تناقض بين صدر و ذيل ديده نمىشود . ثانيا ؛ ما قبول نداريم كه اين جمله شامل مورد علم اجمالى هم بشود ؛ بلكه آنچه كه مسلّم است يقين تفصيلى است نه علم اجمالى . ثالثا ؛ برفرض پذيرش اين شمول ، مخالفت التزاميه لازم مىآيد نه مخالفت عمليه و مخالفت التزاميه هم اشكالى ندارد . تحقيق در مقام اوّلا ؛ به مرحوم شيخ انصارى ( ره ) و مرحوم آخوند ( ره ) عرض مىكنيم كه ما اصلا با ذيل روايت كارى نداريم ، چه اين ذيل ، در روايت موجود باشد و چه نباشد ، فرقى نمىكند . ما معتقديم كه اصول تنزيلى و محرزه « 1 » مثل استصحاب در اطراف علم اجمالى بر خلاف معلوم بالاجمال و لو اينكه مخالفت قطعيه هم لازم نيايد ، جارى نمىشود ؛ چرا كه بين احراز تعبّدى در دو طرف علم اجمالى و احراز وجدانى به انتقاض حالت سابقه در يكى از دو طرف علم اجمالى ، تضادّ پديد مىآيد . به عنوان مثال ، اگر دو ظرف آب طاهر داشته باشيم و علم اجمالى نسبت به نجاست يكى از آنها پيدا كنيم ، احراز وجدانى مىگويد كه يكى از آن دو ظرف ، نجس شده است و حالت سابقه در يكى از آن دو نقض شده است . از طرف ديگر ، احراز تعبّدى مىگويد كه لا تنقض اليقين بالشك و بر پاكى آنها تعبّد كن . كه بين احراز وجدانى و احراز تعبّدى تضاد پديد مىآيد و در نتيجه استصحاب اصلا جارى نمىشود . بنابراين به طور كلّى قائل مىشويم به اينكه اگر اصول عمليه تنزيليه « 2 » مخالف با معلوم بالاجمال بود ، استصحاب به دليل وجود تضادّ بين احراز وجدانى و تعبّدى ، در هيچ‌يك از اطراف آن جارى نمىشود و لو اينكه مخالفت عمليه هم لازم نيايد .

--> ( 1 ) - نه غير تنزيليه . ( 2 ) - نه غير تنزيليه .