محمد موسوى بجنوردى

373

استصحاب ( شرح كفاية الأصول ) ( فارسى )

ثانيا ؛ در مورد ذيل حديث مىگوييم كه مقصود از « و لكن انقضه بيقين آخر » يعنى يقين تفصيلى نه يقين اجمالى ، به اين معنى كه يقين تفصيلى سابق را با يقين تفصيلى نقض كن . لذا اين حرفها اصلا در اطراف علم اجمالى مطرح نمىشود . ثالثا ؛ مرحوم آخوند ( ره ) گفته است كه آنچه مانع از جريان استصحاب در اطراف علم اجمالى است ، مخالفت قطعيه عمليه است نه مخالفت التزاميه . امّا به ايشان عرض مىكنيم كه همين مخالفت التزاميه سبب ايجاد تضادّ بين احراز وجدانى به انتقاض حالت سابقه در يكى از دو طرف علم اجمالى و احراز تعبّدى در دو طرف علم اجمالى مىشود . البته اين اشكال ، در صورتى است كه اصول ما محرزه باشند ( نه اصول غير تنزيليه مثل قاعدهء أصالة الطهارة ) . لذا اينكه مرحوم آخوند ( ره ) گفته كه مانعى وجود ندارد ، صحيح نيست و از نظر ما ، مانع ، همان تضادّ بين دو احراز تعبّدى و وجدانى است .