محمد موسوى بجنوردى
21
استصحاب ( شرح كفاية الأصول ) ( فارسى )
يائس از يافتن دليل اجتهادى ، دو حالت نفى و اثبات در پيش رو دارد يا مىتواند حالت سابقه را در نظر بگيرد و يا نمىتواند . اگر حالت سابقه را لحاظ كند ، مجراى استصحاب است و اگر حالت سابقه را لحاظ نكند ، دو حالت ديگر مفروض است : يا ، در اصل تكليف شك دارد كه مجراى أصالة البراءة بوده و يا تكليف ، فى الجملة معلوم است اما مكلّف به ، به طور خاص مشخص نيست كه در اينجا نيز يا احتياط ممكن است كه مجراى أصالة الاحتياط است و يا احتياط ممكن نيست كه مجراى أصالة التخيير مىباشد . لذا به اين طريق در مىيابيم كه مجارى اين اصول اربعه ، داراى حصر عقلى هستند . يكى از اصولى كه مرحوم آخوند ( ره ) مورد بحث قرار دادهاند ، اصل استصحاب بوده كه به بررسى آن مىپردازيم . جارى شدن استصحاب در شبهات حكميّه و موضوعيّه گفته شد كه مرحوم آخوند ( ره ) در تعريف استصحاب گفتند كه « الاستصحاب هو الحكم ببقاء حكم او موضوع ذى حكم شكّ فى بقائه » ؛ اين تعريف هم شامل شبهات حكميّه مىشود و هم شبهات موضوعيّه ؛ چرا كه ايشان در تعريفش به هر دو مورد اشاره كرده است . با تعبير اينكه استصحاب ، « حكم به بقاء حكمى است كه شك در بقايش شود » ، شبهات حكميه را در بر مىگيرد و با بيان اينكه استصحاب ، « حكم به بقاء موضوع ذى حكمى است كه شك در بقايش شود » ، شبهات موضوعيه را هم شامل مىشود . ضابطه و ملاك كلّى در شبهات حكميه ، فقد يا اجمال نص است كه فقيه ، يا دليلى را نمىيابد يا در صورت يافتن ، دليل ، اجمال داشته و ظهورى ندارد كه در اين صورت مجتهد دچار شبههء حكميه شده و در حكم مسئله دچار حيرت مىشود . به عنوان مثال ، در روايات آمده است كه « اذا بلغ الماء قدر كرّ لا ينجّسه الشّىء » ؛ اگر آبى به حد كرّ برسد ، با ملاقات نجس ، منفعل و متنجّس نمىشود . سپس استثنايى بيان مىشود كه : « الّا اذا تغيّر لونه أو طعمه أو رائحته بالنّجس » مگر آنكه رنگ يا بو يا طعم آن با ملاقات نجس ، تغيير كند كه در اين صورت حكم به نجاست آن داده مىشود . اين روايت ، يك دليل اجتهادى بوده و با وجود آن نيازى به اخذ دليل فقاهتى نخواهد بود . حال اگر اوصاف سهگانهء چنين آب متنجّسى ، بدون اتصال به آب كرّ ديگر و خود به خود يا بر اثر تابش آفتاب و يا هر عامل خارجى ديگر بر طرف شود ، آيا اين ازالهء اوصاف