الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : جميشد سميعى )

92

كفاية الأصول ( فارسى )

ثانيا : معناى روايت اين است كه : به كسى كه عاقبت و سرانجام كارش در اثر سوءاستفادهء از اختيار ، منتهى به دوزخ است ، به لحاظ سرنوشتش در آينده مىتوان اين نسبت شقاوت را به زمانى كه در شكم مادرش هم مىباشد ، نسبت داد . به عبارت ديگر : وقتى جمعى از عقلاء به اين نتيجه رسيدند كه در آينده ، جنايتى از فلان‌كس تحقّق مىيابد ، از هم‌اكنون آثار شقاوت را بر او مترتب كرده از او متنفر مىشوند . و لذا : مسئله شقاوت و سعادت در بطن امّ هم از همين مقوله است . نكته : اعمال انسان و رسيدن به سعادت و شقاوت صددرصد اختيار است . * تأثير علل و عوامل مختلف در اينجا چه مىشود ؟ برخى از علل و عوامل انسان را به سعادت نزديكتر مىكند و برخى انسان را از سعادت دور مىكند ، امّا ، نه آن علل و عواملى كه انسان را به سعادت نزديكتر مىكند ، راه رسيدن به سعادت را غير اختيارى مىكند ، و نه آن علل و عواملى كه انسان را از سعادت دور مىكند براى انسان اضطرار و اجبارى را ايجاد مىنمايند . فى المثل : كسى كه نطفه‌اش از حلال و با رعايت آداب و سنن شرعيه منعقد و سپس در دامن والدين محترم و محترمه‌اى تربيت يافته باشد راهش هموارتر و به سعادت نزديكتر است . كسى هم كه نطفه‌اش از غذاى حرام و سپس در محيطى آلوده تربيت شده است راهش سنگلاخ‌تر و از سعادت دور تر است . امّا : هيچ‌يك از اين دو عامل ، سلب اراده و اختيار از انسان نمىكند ، و هركسى توان اين را دارد كه خود را نجات دهد و از ابزار و عوامل هدايت استفاده كند . پس : جناب آخوند ( ره ) ، سعادت و شقاوت جبرى و غير اختيارى نيستند . نكته : طالبان بحث در اين مسئله به رسالهء طلب و ارادهء حضرت امام خمينى ( ره ) مراجعه كنند ، تا از لطافت بحث و صراط مطلب به نحو وافى بهره‌مند شوند . * * *