الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : جميشد سميعى )
35
كفاية الأصول ( فارسى )
تشريح المسائل * در متن قبل فرموديد كه امر ظهور در طلب دارد ، بفرمائيد مسألهء مورد بحث در اينجا چيست ؟ در اين است كه : آيا مراد ، مطلق طلب است يا اينكه طالب بايد داراى ( علوّ ) و يا ( استعلاء ) و يا ( علوّ و استعلاء ) باشد ؟ و يا اينكه علو بايد با عدم استحفاظ باشد ؟ و به عبارت ديگر : در صدق و تحقق امر به معناى طلب ، آيا علوّ معتبر است يا استعلاء ؟ يا هم علوّ ، هم استعلاء و يا نه علوّ و نه استعلاء ؟ * امر به معناى طلب خود بر چند قسم است ؟ بر سه قسم است : 1 - طلب عالى از دانى كه از آن تعبير به ( امر ) مىشود . 2 - طلب مساوى از مساوى ، كه نامش التماس و يا خواهش است . 3 - طلب سافل از عالى است كه معروف به ( دعا ) مىباشد . * عالى كيست ؟ كسى است كه داراى تفوقى است كه اين تفوق عقلا يا شرعا موجب اطاعت از او مىشود . * علوّ واقعى چيست ؟ عالى و برتر بودن شخص است در واقع و نفس الأمر ، چه عرفا ، چه عقلا و چه شرعا . * منظور از استعلاء چيست ؟ ادعاى برترى كردن و آن را در قيافهء آمرانه اظهار نمودن است . چه اين ادعا مطابق با واقع باشد و يا اينكه نه . * با توجّه به مقدمات فوق مراد از ( الظاهر اعتبار العلوّ فى معنا الأمر . . . ) چيست ؟ بيان جناب آخوند و نظر ايشان است مبنى بر اينكه ظاهر كلمهء ( امر ) اين است كه : علوّ و برترى داشتن در معناى آن شرط است و لذا ( امر ) اختصاص به طلبى دارد كه از جانب عالى صادر شود . بنابراين : نه طلب مساوى از مساوى امر است و نه طلب دانى از عالى . * دليل بر اين مدّعا چيست ؟ 1 - تبادر است ، يعنى : هنگامى كه لفظ امر به صورت مطلق به كار مىرود ، طلب عالى از دانى به