الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : جميشد سميعى )
32
كفاية الأصول ( فارسى )
1 - برخى گفتند : مجاز بر اشتراك ترجيح دارد . 2 - برخى گفتند : اشتراك بر مجاز رجحان دارد . 3 - برخى گفتند : مشترك معنوى بر مشترك لفظ مقدّم است . پس : چرا حضرت عالى مىفرمائيد بر هيچيك از محتملات مذكور حجتى وجود ندارد . آيا آن مرجّحات مذكوره نمىتواند حجتى بر يكى از احتمالات مزبور باشد ؟ خير ، زيرا : اولا : آنچه حضرات در ترجيح يكى از احوال لفظ بر حالات ديگر ذكر كردهاند غير قابل اعتماد بوده و صحيح نمىباشد . زيرا : ادله مذكور در آن تنها موجب ظنّ و گمان و حدس است . و حال آنكه اصل اولى در ظنون ، عدم حجيّت و حرمت عمل به آن است . فى المثل : برخى كه گفتهاند : مجاز بر حقيقت ترجيح دارد ، دليلشان اين است كه : مجاز از اشتراك لفظى بيشتر بوده و غلبه با اشتراك لفظى است ، و الظن يلحق الشىء بالاعم الاغلب . حال اينكه مىگويند مجاز بر اشتراك لفظى غلبه دارد ، بايد آن را ثابت كنند كه برفرض ثبوت هم ، چنان كه گفتيم اصل اين مظنه فاقد پشتوانه براى حجيّت و اعتبار است . * جناب آخوند شما كه ادلّه و وجوه حضرات در تعارض احوال را ردّ كرديد بفرمائيد اگر جائى در كتاب و سنت با لفظ ( امر ) روبرو شويم كه قرينهاى نباشد تا معناى آن براى ما مشخص شود ، تكليف ما چيست و در تعارض احوال چه بايد بكنيم ؟ اگر امر ، نسبت به چيزى صادر شد و شما مردد شديد كه آيا به معناى طلب است يا كه مفهوم ديگرى دارد ؟ به عبارت ديگر اگر شك كرديد كه آيا طلبى به شىء تعلّق گرفته يا نه ؟ 1 - از نظر لفظى نمىتوانيد ( امر ) را بر طلب يا غير طلب حمل كنيد . 2 - امّا از نظر عمل مىتوانيد به اصل برائت رجوع كنيد . * پس مراد از ( نعم ، لو علم ظهوره فى احد معانيه . . . ) چيست ؟ اين است كه : بله ، نفس ظهور دليل بر اعتبار بوده و اصالة الظهور يك اصل مهم و معتبر عقلائى است چه اين معناى ظاهر : مفهوم و معناى حقيقى لفظ باشد و چه مجازى . در استعمالات مجازى نيز اصالت الظهور حجيّت دارد ، مثلا : كلمهء ( اسد ) در عبارت ( رأيت اسدا يرمى ) ظهور در رجل شجاع ، منتهى ظهورش مستند به قرينه است . به عبارت ديگر : از آنجا كه در اين مقام ، از نظر وضعى به نتيجهاى نرسيده و براى ما معلوم نشد كه لفظ ( امر )