الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : جميشد سميعى )

136

كفاية الأصول ( فارسى )

مىآيد و مىگويد كه شما در فلان درس هجده و در فلان درس بيست آورده‌ايد . 2 - امّا در جملات خبريّه مورد بحث ، كسى در مقام اخبار نمىباشد ، بلكه جملات مزبور در مقام بعث و تحريك مكلف يا به تعبير ديگر مخاطب صادر مىشوند ، كه همان مقام انشاء است . و در مقام انشاء صدق و كذبى مطرح نيست ، همچنان كه در اغتسل ، كلها ، اذهب و . . . صدق و كذب معقول نيست و به تعبير ديگر اصلا محلّى براى تصوّر صدق و كذب وجود ندارد . پس : به صرف اينكه جمله‌اى از جملات خبريّه است ، عنوان صدق و كذب به آن تعلّق نمىگيرد و لذا بايد ديد داعى و انگيزهء از آن جملهء خبريّه چيست ؟ الحاصل : اگر انگيزه متكلّم از جملهء خبريّه ، اعلام و اخبار باشد ، مثل : يذهب فلان الى السفر و يا يجيء زيد من السّفر ، بله صدق و كذب در آن راه دارد . و اگر انگيزه متكلّم از جمله خبريّه همچون محل بحث ما انشاء بعث و تحريك مكلف باشد ، صدق و كذبى در آن مطرح نيست ، چنان كه در اوامر و نواهى وارده در كتاب و سنّت و يا در محاورات عرفيه ، چنين است . * پس غرض از عبارت ( كيف ؟ و الا . . . ) چيست ؟ آوردن تنظير و يا اقامهء شاهدى است در تأييد پاسخ مذكور مبنى بر اينكه : گاهى براى بيان جود و سخاوت فردى ، از جملات كنائى استفاده مىشود ، فى المثل : در مورد زيدى كه داراى جود و بخشش است گفته مىشود : 1 - زيد كثير الرّماد ، يعنى زيد داراى خاكستر فراوانى است ، حال وجه كنايه بودن اين مثال از سخاوت زيد اين است كه : كثرت رماد معلول كثرت آشپزى روى آتش است ، كثرت آشپزى معلول كثرت واردشوندگان يعنى ميهمانان است ، و كثرت واردين نشانهء كثرت جود و سخاوت زيد است . 2 - زيد مهزول الفصيل ، يعين بچهء شتر او لاغر است ، كه وجه كنايه بودن اين مثال از جود و سخاوت زيد اين است كه : لاغر بودن ناقة ، معلول دوشيدن شير زياد است ، دوشيدن شير زياد ، معلوم مصرف زياد است و مصرف زياد معلول كثرت و زيادى واردين و ميهمانان است . در اينجا شنونده نمىتواند گوينده را متهم به كذب كرده بگويد : كه خير زيد اصلا خاكستر ندارد و يا اينكه بچهء شتر ندارد ، پس تو دروغگويى . چرا ؟ زيرا اين عبارت كنايه از جود و سخاوت زيدانه و در كنايات هم نبايد به مكنّى نظر نمود . بلكه بايد در مكنّى عنه نظر نمود . يعنى : - اگر زيد واقعا انسان بخشنده و جوادى باشد ، تمام اين تعابير در مورد او صدق است . - و اگر واقعا فرد بخيل و تنگدستى باشد ، تمام اين تعابير كذب است و به انگيزه بيان امر