الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : جميشد سميعى )
121
كفاية الأصول ( فارسى )
به عبارت ديگر : آيا اين طلب انشائى كه مفاد صيغهء افعل است در خصوص طلب وجوبى مىباشد يا نه ؟ به عبارت ديگر : آيا صيغهء عند الاطلاق بر طلب ايجابى و الزامى دلالت مىكند ؟ و يا ظهور در طلب ندبى دارد ؟ * غرض جناب آخوند از ( وجوه بل اقوال . . . ) چيست ؟ اين است كه : در پاسخ به سؤال فوق وجوه بلكه اقوالى وجود دارد كه ما در عنوان مسئله به چهار قول از اين اقوال اشاره مىكنيم : 1 - مشهور گفتهاند كه صيغهء افعل عند الاطلاق ظهور در وجوب دارد و اراده ندب يعنى استحباب نيازمند به قرينه است . 2 - برخى از جمله جبائيان گفتهاند كه فعل امر عند الاطلاق ظهور در استحباب دارد و لذا ارادهء وجوب از آن نياز به قرينه دارد . 3 - برخى از جمله سيد مرتضى گفتهاند كه افعل يا به تعبير ديگر فعل امر ، مشترك لفظى ميان وجوب و استحباب است و در هريك وضع علىحده دارد . 4 - عدهاى از جمله محقّق عراقى گفتهاند كه فعل امر ظهور در طلب دارد اعمّ از وجوبى و استحبابى ، يعنى : فعل امر براى قدر جامع ميان طلب وجوبى و استحبابى وضع شده است و لذا عند الاطلاق از آن مطلق الطلب اراده مىشود و در خصوص فرد وجوبى و يا ندبى قرينه بر تعيين لازم دارد . * غرض مرحوم صاحب كفايه از ( و لا يبعد تبادر الوجوب . . . ) چيست ؟ در حقيقت پاسخ به اين سؤال است كه كداميك از اقوال مذكور داراى ترجيح است ؟ و لذا به پيروى از قول مشهور مىفرمايد صيغهء افعل حقيقت در وجوب است ، و لذا هرجا در كتاب و سنت به نحو مطلق و مجرد از هرگونه قرينهاى به كار رفته باشد ، حمل بر وجوب مىگردد و لذا ارادهء استحباب از آن نياز به قرينهء خاصّه دارد . به عبارت ديگر : مفاد صيغهء امر ، طلب انشائى وجوبى است بدين معنا كه : اگر صيغهء افعل را در آيه و يا روايتى مشاهده كرديم و لكن قرينهاى بر خلاف نيافتيم ، ظهور در وجوب دارد . فى المثل : اگر شار فرموده : ظهّر بدنك للصّلاة و قرينهاى هم كه دلالت بر استحباب كند وجود نداشته باشد ، صيغهء طهّر ظهور در طلب وجوبى دارد يعنى : تجب طهارة البدن . * دليل جناب آخوند و يا مشهور بر اينكه صيغهء امر ، ظهور در طالب وجوبى دارد چيست ؟