الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : جميشد سميعى )

81

كفاية الأصول ( فارسى )

پس : فرق آن‌ها از قبيل فرق ميان حروف و اسماء نيست . * حاصل مطلب در « ثمّ انّه . . . الخ » چيست ؟ رأى و نظر مرحوم آخوند است مبنى بر اينكه : وضع و موضوع له و مستعمل فيه در ضماير و اسماء اشاره عامّ است و تشخّص نيز از نحوهء استعمال مىآيد ، چرا ؟ زيرا : اسماء اشاره را واضع به گونه‌اى وضع كرده كه بواسطهء آن‌ها به معانى مورد قصد و نظر اشاره شود ، چنانچه : 1 - برخى از ضمائر مثل ضمائر غائب از نظر وضع چنين‌اند . 2 - برخى از ضمائر مثل ، ضمائر مخاطب نيز به اين منظور وضع شده‌اند كه معانى مورد نظر بوسيلهء آن‌ها مورد خطاب واقع شوند . حال : چون خطاب و اشاره خواهان تشخّص مخاطب و مشار اليه مىباشند ، خصوصيّت پديد آمده نه مستند به وضع مىباشد و نه موضوع له و نه مستعمل فيه ، بلكه ناشى از نحوهء استعمال مىباشد . * مراد از « قد انقدح ممّا حقّقناه ان يمكن » چيست ؟ اينست كه : از تحقيقات ما راجع به معناى حرفى ، وضع اسماء اشاره ، ضمائر و موصولات نيز روشن مىشود . يعنى : بر خلاف مشهور كه موضوع له اسماء را خاص مىدانند و يا بر خلاف تفتازانى كه مستعمل فيه آن‌ها را خاص مىداند ، ما موضوع له و مستعمل فيه در موارد مذكور را عام مىدانيم و خصوصيت و تشخّص را در اصل معنا دخيل نمىدانيم . * مراد حضرت آخوند از مطلب فوق چيست ؟ اينست كه به نظر ما : واضع هنگامى كه مىخواسته اسم اشارهء ( هذا ) را وضع كند : 1 - مفهوم كلى مفرد مذكر را لحاظ و تصور نموده است . 2 - لفظ هذا را براى همان مفهوم كلى جعل و قرار داده است . 3 - مستعملين نيز پس از آن لفظ هذا را در همان معناى كلى استعمال مىكنند . * حال اگر از ما بپرسيد كه منشأ اين تشخّص و خصوصيت كه با هذا به فرد معين خارجى اشاره مىكنيم چيست ؟