الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : جميشد سميعى )

78

كفاية الأصول ( فارسى )

وضع حروف نيز همچون اسماء عام و موضوع له آن‌ها عام است ، چنانچه مستعمل فيه آن‌ها نيز عام است و تفاوت اين دو در نحوهء ارادهء معناست . بدين معنا كه : نحوهء ارادهء معنا در اسماء استقلالى است و در حروف ربطى و آليّت است . حال : اين تفاوت سبب نمىشود كه در اصل موضوع له و يا مستعمل فيه نيز باهم متفاوت باشند . چرا كه ارادهء معنا از خصوصيات و مقدمات معانى نيست . * چرا مستعمل فيه مىتواند از يك معنا در جهات گوناگون و مقاصد مختلف استفاده كرده و از زواياى مختلف به يك معنا نظر كند ؟ زيرا : برخى از معانى خود چندمنظوره‌اند ، اگرچه يك معنا و مفهوم‌اند . فى المثل : مفهوم كلى ابتدائيّت يك مفهوم است و لكن : 1 - گاهى نگاه مستعمل به آن بنفسه و بما هو هو بوده و با قطع نظر از غير در مقام تفهيم خود معناى ابتدائيّت است . 2 - گاهى نگاه و نظر الى به آن دارد و نه بما هو هو ، يعنى در مقام اينست كه : از معناى ابتدائيت پلى ساخته و ويژگى و خصوصيتى را در غير تفهيم كند . فى المثل : 1 - گاهى مىخواهد ويژگى و خصوصيت خود ابتدائيت را بيان كند ، يعنى با خود ابتداء و آغاز كار دارد و لذا ، مىگويد : الابتداء خير من الانتهاء ، آغاز بهتر از انجام است . 2 - و گاهى مىخواهد ويژگى و خصوصيت غير را بيان كند و با ابتدائيت بما هو ابتدائيت كارى ندارد بلكه لغيره به آن نگاه مىكند و مىگويد : آغاز سال تحصيلى از اول آبان است ، و يا آغاز جنگ تحميلى از شهريور سال 59 است . به عبارت ديگر : هرگاه مستعمل در مقام افادهء معنا بنفسه و بما هو هو است از اسم استفاده مىكند و هرگاه بخواهد همان معناى واحد را غير مستقل و به عبارت ديگر حالة لغيره ببيند ، از حرف استفاده مىكند . فى المثل : 1 - در اولى مىگويد : الابتداء كذا و كذا . 2 - در دومى مىگويد : سرت من الاصفهان الى . . . . حاصل بيان مرحوم آخوند به مستشكلين اينست كه : اگر شما نتوانستيد اين جابه‌جايى را انجام دهيد بدين خاطر بود كه با شرط واضع مخالفت كرديد و الّا اصل معنا يكى است ، و ما كرارا گفتيم كه :