الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : جميشد سميعى )
70
كفاية الأصول ( فارسى )
مقدّرة الوجود و لذا حكم بر مطلق افراد موضوع بار مىشود چه افراد موجود و چه افرادى كه بعد موجود مىشوند . مثل : الانسان ضعيف . و يا الانسان فى خسر الا الذين . . . . * با توجه به مقدمات فوق اشكال دوم حضرت آخوند ( ره ) به مطلب مورد نظر چيست ؟ اينست كه : 1 - اگر موضوع له و يا مستعمل فيه ، مقيد به قيد لحاظ و تصوّر ذهنى شود ، مستلزم اينست كه اصلا قضيّهء حقيقيّه و خارجيّه نداشته باشيم ، و تمام قضايا ذهنيه باشند . زيرا موضوع و محمول قضايا مقيّد به قيد لحاظ و تصوّراند و لحاظ و تصوّر يك امر ذهنى است ، و چيزى كه مقيّد به قيد ذهنى است ، تنها در ذهن پيدا مىشود . 2 - حال اگر بخواهيم كه قضيه خارجيّه شود و بر مصاديق خارجيّه صدق نمايد بايد الغاء خصوصيت كنيم ، يعنى موضوع و محمول را از خصوصيّت ملحوظ بودن تجريد كرده و مرتكب مجاز شويم ، كه اين نيز لازمى است كه كسى بدان ملتزم نيست . زيرا : قضاياى خارجيه و حقيقيه ، بدون تجريد و الغاء خصوصيتى در انواع علوم وجود داشته و در هيچيك مرتكب مجازگويى نشده و نمىشويم . * قبل از بيان اشكال سوم مقدمة بفرماييد ظرف امتثال تكاليف كجاست ؟ در خارج است . فى المثل : صوم و صلاة را در خارج بجا مىآوريم و نه در ذهن ، و يا شرب خمر ، غيبت ، تهمت ، ربا و . . . را در خارج ترك مىكنيم نه در ذهن . با توجه به مطلب اخير اشكال سوم جناب آخوند بر مطلب مورد نظر چيست ؟ اينست كه : اگر قيد لحاظ و تصوّر داخل در موضوع له و يا مستعمل فيه باشد ، مستلزم اينست كه : بر مصاديق خارجيه صدق نكند . در نتيجه : اگر مولائى به بندهاش بگويد : سر من البصرة الى الكوفة عبد نمىتواند اين فرمان را اجرا كند . چرا ؟ زيرا : 1 - ظرف امتثال فرامين خارج است . 2 - كلمهء ( من ) به معناى ابتداء ، ربطى بوده و غير استقلالى است و براساس توهّم مذكور