الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : جميشد سميعى )
37
كفاية الأصول ( فارسى )
تعريفى است از صاحب قوانين ، مبنى بر اينكه علم اصول عبارت است از : علم به مطلق قواعدى كه براى استنباط احكام شرعيّه آماده است . * وجه تاييد چيست ؟ اينست كه : القواعد جمعى است محلّى به ( ال ) و مفيد عموم ، لكن در اين تعريف ، خبرى از ادلّهء اربعه نمىباشد . به عبارت ديگر در اين تعريف نگفتهاند كه : هر قاعدهاى كه به منظور استنباط احكام آماده شده كه شامل شهرت ، سيرهء عقلا و . . . هم مىگردد . * چرا تعريف مزبور را مؤيّد قرار دادهاند ؟ زيرا : 1 - ممكن است از آنجا كه لفظى و شرح الاسمى است ، تعريف به اعم باشد . 2 - ممكن است ( ال ) در القواعد براى عهد ذهنى باشد كه در اين صورت اشاره دارد به قواعدى كه در ذهن مشهور و در اطراف ادلّهء اربعه مىباشند . پس : تعريف مذكور نمىتواند دليل باشد و تنها مؤيّد است . * حاصل عبارت « و ان كان الاولى تعريفه بانّه صناعة . . . الخ » چيست ؟ رأى جناب آخوند است كه مىفرمايد : بهتر آن است كه علم اصول را اينطور تعريف كنند : دانش اصول عبارتست از : صناعت و فنى كه توسط آن دو دسته قواعد شناسايى مىشود : 1 - قواعدى كه ممكن است در طريق استنباط احكام شرعيّه واقع مىشوند . 2 - قواعدى كه فقيه در مقام عمل به آنها پناه مىبرد ، هرچند در طريق استنباط هم قرار بگيرند . * تفاوت تعريف جناب آخوند با تعريف مشهور از علم اصول در چيست ؟ 1 - مشهور در تعريف خود اصول را گفتهاند ، هو العلم ( به قواعد ) ، و حال آنكه آخوند فرمود : هو صناعة . حال : اصول ، علم به قواعد نيست ، بلكه خود قواعد است ، چه كسى علم به آن قواعد داشته باشد و چه نداشته باشد . 2 - مشهور اصول را به قواعدى كه صرفا براى استنباط ، ممهده شدهاند تعبير نمودند و حال آنكه آخوند چنين قيدى را در تعريف خود نياورد بلكه بجاى آن فرمود : التى يمكن آن . . . تفاوت