الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : جميشد سميعى )

38

كفاية الأصول ( فارسى )

اين دو تعبير نيز در اينست كه : الف : الممهّدة ، مشتق بوده و ظهور در فعليّت دارد و لذا ظاهر آن اينست كه : علم اصول ، علم به قواعدى است كه ، قواعد هر عصر و زمانى نسبت به همان زمان ساخته شده است و شامل قواعدى كه در آينده ساخته و پرداخته شده و ضميمه مىگردد نمىشود . ب : لكن ( يمكن ان تقع . . . ) ، هم شامل قواعد مربوط به زمان خود مىشود ، هم قواعدى كه آيندگان بدان دست مىيابند . پس : تعريف آخوند از حيث شمول كامل‌تر از تعريف مشهور است . 3 - بنا بر تعريف مشهور ، مسئله حجيّت ظنّ و مسائل اصول عمليهء عقليّه ، مثل برائت ، اشتغال و تخيير عقلى در شبهات حكميه ، از اصول خارج شده‌اند و حال آنكه بنا بر تعريف آخوند ، داخل در علم اصول‌اند ، و حق هم همين است . * مقدمة بفرماييد انسداديون چه مىگويند ؟ مىگويند در عصر ما ، باب علم و علمى به احكام شرعيّه بر روى ما مسدود است و لذا به حكم مقدمات دليل انسداد مىگوييم : مطلق الظنّ ، يعنى : هر ظنّ به حكمى ، از هر راهى كه حاصل شود ، اعم از اينكه پشتوانهء خاص داشته باشد يا نه ، در حق ما حجت است . * انسداديون خود بر چند گروه‌اند ؟ بر دو گروه : 1 - طرفداران كشف ، 2 - طرفداران حكومت . * منظور از كشف در اينجا چيست ؟ اينست كه : به فرض اينكه دليل انسداد تمام باشد ، شارع مقدّس مطلق ظنّ را در حق ما حجت و طريق به سوى احكامش قرار داده است . * سخن فوق بر چه مبنا است ؟ بر اين مبناست كه مسئله حجيت ظنّ مطلق از مسائل اصول است و نتيجه‌اش در طريق استنباط حكم شرعى واقع مىشود . * منظور از حكومت در اينجا چيست ؟ اينست كه : به فرض تماميّت مقدمات انسداد ، عقل مستقلا حاكم به حجيت ظنّ مطلق است