الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : جميشد سميعى )

23

كفاية الأصول ( فارسى )

2 - واسطهء در عروض اين احكام برآن افعال عبارتست از : تشريع مولى و ملاكات احكام كه همان مصالح و مفاسد واقعيه‌اند . و حال آنكه : اين واسطه مباين با معروض است . چرا ؟ زيرا كه فعل مكلّف نه همان تشريع است و نه همان ملاك و واسطه قابل حمل بر معروض نيست چنان كه معروض نيست قابل بر عارض نيست . حال طبق مسلك مشهور اين قبيل اعراض ، از اعراض غريبه هستند و نه ذاتيه ، درحالىكه ما در علم از اعراض ذاتيه موضوع بحث مىكنيم و نه غريبه . در نتيجه : تمام مباحث فقه از مسئله بودن علم فقه خارج مىشوند و كسى ملتزم به اين مطلب نيست . * مراد مرحوم آخوند از « هو نفس موضوعات مسائله . . . » چيست ؟ پاسخ به اين سؤال است كه رابطهء موضوع علم با موضوعات مسائل عام چيست ؟ * قبل از پاسخ حضرت آخوند بفرماييد نظر مشهور در اين مسئله چيست ؟ اينست كه : 1 - گاهى موضوع علم با موضوع مسئله يكى است . 2 - گاهى موضوع علم با موضوع مسئله مغايرت و مباينت دارد . * نظر جناب آخوند در اين مسئله چيست ؟ با نظر مشهور مخالفت كرده مىفرمايد : موضوع هر علمى عينا همان موضوع مسائل معنون در آن علم است . يعنى : همان موضوعاتى كه مىتوان موضوع علم را به حمل شايع برآن حمل نمود . و لذا : همان‌طور كه در حمل شايع ، محمول مصداقا ( يعنى در خارج ) با موضوع متحد است و تغايرش با آن مفهومى است ، مثل : ( زيد انسان ) . كه زيد به عنوان موضوع و يك مصداق خارجى با انسان به عنوان محمول كه يك كلى است ، مفهوما و به حمل اولى متغاير و لكن مصداقا و به حمل شايع متحدند . به عبارت ديگر : كلى طبيعى در عالم خارج وجودى مجزاى از افراد و مصاديق خود ندارد ، بلكه به عين وجود افرادش موجود است ، چنان كه ، موضوع علم با موضوعات مسائل همين رابطه را دارند . فى المثل : كلمه و كلام كه موضوع علم نحواند با مبتدا و خبر و فاعل و مفعول كه هريك موضوع