الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : جميشد سميعى )
129
كفاية الأصول ( فارسى )
اينست كه : همين دو وضعى كه در مفردات و هيئت تركيبيه جملات وجود دارد وافى به مقصود مىباشد ، چرا ؟ زيرا : مراد از وضع مستقل و علىحده : 1 - يا غرضى است غير از غرض مترتب بر وضع مفردات . 2 - و يا همان غرض است كه تحصيل حاصل است و باطل . به عبارت ديگر : چون حكمت وضع افادهء مرادات و مقاصد است ، با همان دو وضعى كه بيان شد تأمين و حاصل مىشود ، و لذا وضع جداگانه لغو و بر خلاف حكمت واضع حكيم و مستعمل عاقل است و نيازى به آن نمىباشد . * دومين دليل جناب آخوند بر مدعاى مزبور چيست ؟ اينست كه : وضع علىحده و مستقل براى مركبات غير از وضع مواد و هيئت مفردات ، مستلزم تالى فاسد است . * اين تالى فاسد چيست ؟ اينست كه : چون لفظ قالب براى معناست و معنا نيز فرضا يكى است لازم مىآيد كه دو دلالت براى يك معناى واحد حاصل آيد : 1 - يكبار بواسطهء الفاظ مفردات جمله . 2 - يكبار به سبب نفس جمله ، و حال آنكه يك دلالت بيشتر در كار نمىباشد . به عبارت ديگر : از شما مىپرسيم مجموع مركب از هيئت و مفردات به چه منظورى و براى چه معنايى وضع شده است ؟ آيا براى همان معنايى است كه دو وضع قبلى برآن دلالت داشت و فى المثل بر ثبوت قيام براى زيد دلالت مىكرد و يا براى معنايى غير از آن معنا وضع شده است ؟ اگر بگوئيد : براى معناى ديگرى وضع شده است ، معقول نمىآيد ، چرا كه شما از ( زيد قائم ) غير از ثبوت قيام براى زيد معناى ديگرى نمىفهميد ، و اين معنا با شنيدن عبارت مذكور تنها يك بار به ذهن شنونده مىآيد و نه دو بار . * مراد از « و لعلّ المراد من العبارات الموهمة لذلك . . . الخ » چيست ؟ به ترجمهء متن مراجعه شود . * * *