الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : جميشد سميعى )

122

كفاية الأصول ( فارسى )

وقتى متكلم در مقام اثبات معنايى است و جهت تفهيم آن ، لفظ و كلمه‌اى القاء مىكند ، بايد معنا و مدلول آن لفظ نيز مورد نظر و مراد وى باشد . اما اين غير از اينست كه بگوييم : در مقام وضع الفاظ براى معانى ، قيد مراد و مقصود بودن معانى ملاحظه شده و الفاظ را بازاء معانى مراد و مقصود جعل نموده‌اند . پس : سخن اين دو بزرگوار با سخن ما در اينجا تنافى ندارد ، و لذا اهل فن گفته‌اند : اخذ به ظواهر كلمات و اسناد معانى مستفاد از ظاهر كلام متكلم در صورتى صحيح است كه احراز شود كه متكلم در مقام افادهء معناست و بدون چنين احرازى ، اخذ به ظاهر و التزام به دلالت لفظ بر معنا غيرممكن است ، اگرچه نفس لفظ و مجرد كلام : دلالت تصوريّه بر معنا داشته باشد ، يعنى : با شنيدن لفظ معناى موضوع له به ذهن خطور كند ، لكن اين مقدار در ظهور لفظ نسبت به معنا كافى نمىباشد و غرض و مقصود متكلم را اثبات نمىكند . * حاصل و خلاصهء بيان مرحوم آخوند در تفسير شيخ الرئيس و شيخ الطائفه چيست ؟ اينست كه : هر كلامى كه از متكلم صادر مىشود داراى دو دلالت است : الف : دلالت تصوريّه . ب : دلالت تصديقيّه . حال : 1 - منظور اين دو محقق از تبعيت دلالت ، تبعيت دلالت تصديقيه از اراده است كه كلامى متين و بدون اشكال است ، لكن ربطى به بحث ما در اينجا ندارد . 2 - منظور مشهور از تبعيت دلالت از وضع ، دلالت تصورى است . * دلالت تصوريّه يعنى چه ؟ يعنى : اصل تصور معنا و خطور آن در ذهن و يا خطور معنا به قلب به صرف سماع لفظ . * انسان چگونه و از چه رهگذرهايى مىتواند معنا را تصور كند ؟ 1 - گاهى بطور مستقيم معنا را از ذهن مىگذراند و تصور مىكند . 2 - گاهى بواسطهء الفاظى كه در ذهن مىآورد به معنا منتقل مىشود . 3 - گاهى بواسطهء ديدن و خواندن لفظ در كتاب و غير آن به معناى آن منتقل مىشود . 4 - گاهى بواسطهء شنيدن لفظ از لافظ به معنا منتقل مىشود چه اين لافظ داراى قصد باشد و چه داراى قصد نباشد . * دلالت تصوريّه داراى چه شرايطى است ؟