الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : جميشد سميعى )
123
كفاية الأصول ( فارسى )
علاوه بر اينكه بايد لفظ براى معناى مورد نظر وضع شده باشد ، سامع نيز : 1 - عاقل و ذى شعور باشد . 2 - ملتفت باشد و نه غافل . 3 - علم به وضع داشته باشد . * دلالت تصديقيّه چيست ؟ دلالت لفظ است بر اينكه متكلم از لفظ معنا را اراده كرده است . به عبارت ديگر : علاوه بر خطور معانى مفردات كلام در ذهن ، مخاطب و يا شنوندهء يك تصديق هم باشد . يعنى : شنونده تصديق نمايد كه مراد و مقصود متكلم ، فلان امر است . دلالت تصديقيه ، علاوه بر شرائط مذكور در دلالت تصوريّه ، داراى شرايط ذيل است : 1 - سامع بايد احراز كند كه متكلم در مقام بيان و تفهيم مقصودى است . 2 - سامع بايد احراز كند كه متكلم شوخى نداشته و جدّى است . 3 - سامع بايد احراز كند كه متكلم ، توجه و شعور به محتواى كلامش دارد . 4 - در كلام متكلم قرينهاى بر خلاف ظاهر كلام اقامه نشده باشد و الّا معناى مجازى مورد نظر مىباشد . مثل : جئنى باسد رامٍ . * با توجه به مقدمات مذكور منظور شيخ الرئيس و شيخ طوسى از رأى مزبور چه بوده است ؟ اين بوده است كه دلالت تصديقيّه تابع اراده و متفرّع برآن است : 1 - تبعيّتى كه مقام اثبات از مقام ثبوت دارد . 2 - فرعيّتى كه مقام كشف از مقام واقع مكشوف دارد ، چرا كه تا ثبوت و مكشوفى نباشد ، اثبات و كشف و دلالتى نيز وجود ندارد . پس : دلالت تصوريّه كه مجرد خطور معناست و تابع قصد نيست مراد آن دو محقق نمىباشد . * حاصل اشكال مستشكل در اينجا به جناب آخوند چيست ؟ مىگويد شما گفتيد هميشه و در هرجايى دلالت تصديقى تابع و فرع اراده است و حال آنكه موارد نقضى وجود دارد كه مىتوان ثابت كرد كه دلالت تصديقى تابع اراده نيست . * اولين مورد نقض كه مستشكل پيدا كرده و بدان تمسّك جسته چيست ؟ آنجايى است كه متكلم در كلامش خطا مىكند . فى المثل : مىخواهد بگويد : جاء محمد ، مىگويد : جاء سعيد . در اينجا مراد او واقعا جاء محمد است ، لكن به اشتباه مىگويد جاء سعيد .