عيسى ولائى
94
فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول ( فارسى )
71 . اصل « 1 » اصل در لغت بهمعناى پايه و ريشه است . و در اصطلاح پنج معنى براى اصل ذكر شده است . « 2 » 1 . اصل در برابر فرع ، مثل : « الخمر اصل النبيذ » ، يعنى حكم نبيذ از خمر گرفته شد به تعبير صاحب معالم « 3 » موضوع حكم ثابت ( از طرف شرع ) را اصل ، و موضوع ديگرى را ( كه ثابت نيست ) فرع گويند . 2 . دليل ، مثل : « الاصل فى هذه المسألة الكتاب و السّنّة » يعنى دليل اين مسئله كتاب و سنت است . 3 . رجحان ، مثل : « الاصل فى الكلام الحقيقه » وقتى مردد شديم بين حمل كلام بر معناى حقيقى يا مجازى حمل بر معناى حقيقى ارجح است . 4 . قاعده ، مثل قال النبى ( ص ) « بنى الاسلام على خمسه اصول » اسلام بر پنج قاعده بنا نهاده شده است . 5 . وقتى دسترسى به احكام واقعى ممكن نباشد به آنچه كه براى تشخيص احكام ظاهرى قانونگذارى شده اطلاق مىگردد . مثل استصحاب ، برائت ( اصول عمليه ) . توضيح اينكه انسانى كه واقع را نداند ، در نتيجه مردد خواهد شد ، براى چنين انسانى حكم ظاهرى وضع شده است . « 4 » مثلا نمىدانيم آيا كشيدن پيپ حرام است يا حلال . در اين مورد اصل برائت جارى كرده ، و رفع تحير مىكنيم . ضمنا با اجراى اين اصل نمىگوييم در واقع و عند اللّه نيز حلال است ، بلكه فقط تكليف ظاهرى خود را به دست مىآوريم . برخى از انديشمندان پس از ذكر پنج معنى مىگويند : بعيد نيست تمام معانى مذكور در اصطلاح فقها بهمعناى لغوى برگردد ، و منشأ تعدد هم اختلاط بين مفهوم و مصداق باشد . « 5 » اصل در علم رجال معناى ديگرى دارد . وحيد بهبهانى مىگويد : اصل كتابى است كه نويسنده آن رواياتى را كه از معصوم و يا راوى از معصوم شنيده در آن جمع كرده است . برخى گفتهاند : اصل عنوانى است كه به برخى از كتابهاى حديث اطلاق مىشود . مىگويند « له كتاب اصل » ، يا « له كتاب و اصل » يا « له كتاب و له اصل » « 6 » 72 . اصل اباحه به مبحث « اصالة الاباحه » رجوع شود . 73 . اصل احتياط به مبحث « اصالة الاحتياط » رجوع شود .
--> ( 1 ) . الوافية فى اصول الفقه ، ص 183 ؛ الاصول العامه للفقه المقارن ، ص 39 ؛ اصول الاستنباط ، ص 286 . ( 2 ) . الاصول العامه للفقه المقارن ، ص 39 ، البته در كتاب الوافيه فى اصول الفقه به نقل از قواعد شهيد اوّل ، براى اصل چهار معنى ذكر شده است ، ص 183 . ( 3 ) . معالم الدين فى الاصول ، باب قياس ، ص 223 . ( 4 ) . به مبحث « اصول عمليه » رجوع شود . ( 5 ) . الاصول العامه للفقه المقارن ، ص 40 . ( 6 ) . علوم حديث و اصطلاحات .