عيسى ولائى
90
فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول ( فارسى )
64 . اصالة عدم الاضمار « 1 » از اصول لفظيه « اصل عدم اضمار » است . توضيح اينكه وقتى كلامى از گويندهاى صادر شد ، شك مىكنيم ، آيا در اين گفتار چيزى از قلم افتاده و يا در تقدير است يا خير ؟ در اين صورت به اصل عدم اضمار تمسك كرده و آن را منتفى اعلام مىكنيم . 65 . اصالة عدم التّقدير « 2 » اصل عدم تقدير از اصول لفظيه است . هرگاه در كلامى احتمال بدهيم كه كلمه يا جملهاى در تقدير است ، اما دليلى بر اين احتمال وجود نداشته باشد ، در چنين موردى علماى اصول مىگويند : اصل بر اين است كه شارع منظورش را در قالب الفاظ بيان مىكند ، و اگر از لفظ بيش از ظاهر فهميده نشود با اجراى اصل عدم تقدير به آنچه بيان شد عمل مىشود . 66 . اصالة عدم القرينه « 3 » شيخ انصارى معتقد است : اصالة الحقيقه و اصالة العموم و اصالة الاطلاق و . . . از اقسام اصالة الظهور هستند ، و برگشت اصالة الظهور به اصالة عدم القرينه است . با اين توضيح كه اصالة الحقيقه به اصالة عدم قرينة المجاز ، و اصالة العموم به اصالة عدم المخصص برمىگردد . در كتاب اصول الفقه « 4 » پس از نقل مطلب فوق آمده : مقصود مرحوم شيخ ظاهرا اين است كه اصالة الظهور بهدليل بناء عقلاء بر حجيت « اصل عدم قرينه » حجت است . و اما آخوند خراسانى بر خلاف شيخ انصارى مىگويد : اصالة عدم القرينه به اصالة الظهور برمىگردد . مؤلف پس از بيان ديدگاههاى شيخ انصارى و آخوند خراسانى و نقد آنها ، مىگويد : تنها يك اصل مورد قبول عقلاء است ؛ و آن اصالة الظهور است . و بناء عقلاء نيز بيش از يكى نيست ، و آن عبارت است از « الغاء احتمال خلاف ظاهر » همانند احتمال غفلت ، احتمال خطا ، احتمال نصب قرينه بر خلاف كه آنهم تعبيرى از اصالة الظهور خواهد بود . چهبسا مقصود شيخ انصارى و آخوند از اصالة عدم القرينه همان الغاى احتمال غفلت يا قرينه باشد ، در آن صورت اختلافى بين اين دو انديشمند بزرگ اصولى نخواهد بود ، بلكه تعبيرهاى آنان مختلف است . « 5 » 67 . اصالة عدم النّقل « 6 » از اصول لفظيه « اصل عدم نقل » است ، هنگامى كه بدانيم لفظى براى معنايى وضع شده است امّا به
--> ( 1 ) . مأخذ پيشين ، همانجا . ( 2 ) . مأخذ پيشين ، همانجا . ( 3 ) . اصول الفقه ، ج 3 ، ص 150 . ( 4 ) . مأخذ پيشين ، همانجا . ( 5 ) . مأخذ پيشين ، ج 3 ، ص 153 . ( 6 ) . مأخذ پيشين ، ج 1 ، ص 29 و 30 .