عيسى ولائى

79

فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول ( فارسى )

ما كسى را درخور كيفر نمىدانيم مگر هنگامى كه پيامبرى را برانگيخته باشيم « 1 » ( مقصود از پيامبر در اينجا رسيدن حكم به مكلفين است . ) . ب . روايات : روايات در اين مسئله بسيار است كه به سه مورد اشاره مىشود : 1 . حديث رفع ( صحيحهء نبويه ) پيامبر فرمود از امت من ( آثار يا مؤاخذه ) نه چيز برداشته شد : اشتباه ، فراموشى ، اكراه ، جهل ، عجز ، اضطرار ، حسد ، تفأل و انديشه وسوسه در مردم كردم مادامىكه به زبان جارى نشود . « 2 » پس اگر انسان نسبت به اصل تكليف ترديد داشته باشد ، و جاهل به آن باشد ، براساس اين روايت ( ما لا يعلمون ) تكليفى ندارد . 2 . روايت اطلاق از امام صادق ( ع ) است : وقتى از حضرت سؤال مىشود : آيا جايز است قنوت نماز به فارسى خوانده شود يا خير ؟ حضرت ضمن جواب مثبت ، قاعدهء كلى را بيان مىفرمايد : كه هر چيزى مباح است ، ( مباح ظاهرى ) تا زمانى كه منعى از شارع برسد . « 3 » 3 . حديث سعه از پيامبر اكرم ( ص ) است كه فرمود : مردم مادامىكه علم به تكليف پيدا نكردند آزادند . « 4 » ج . اجماع : عده‌اى براى حجيت اصالة البراءة به اجماع تمسك كردند . اما حق اين است كه اجماع قابل تمسّك نيست . زيرا اخباريين برائت شرعيه را در شبههء تحريميه جارى نمىدانند ، بلكه قائل به احتياط هستند و در برائت عقليه ( كه مستفاد از قاعدهء قبح عقاب بلا بيان است . ) نيز مىگويند ادلهء احتياط « بيان » است . مضافا به اينكه اين اجماع كاشف از رأى معصوم نيست . زيرا شايد روايات و يا دليل ديگر عامل چنين اتفاق و اجماع بوده است . « 5 » د . عقل : طرفداران اصل برائت از نظر عقلى به قاعدهء « قبح عقاب بلا بيان » تمسك كرده‌اند . گرچه اخبارىها قاعدهء مذكور را قبول دارند ، اما معتقدند كه ادلهء احتياط « بيان » است . تعارض قاعدهء « قبح بلا بيان » با « وجوب دفع ضرر محتمل » قاعدهء قبح بلا بيان مىگويد : هرگاه پس از تفحص دسترسى به دليلى پيدا نكرديم ، تكليفى نخواهيم داشت . اما قاعدهء وجوب دفع ضرر محتمل مىگويد : با احتمال تكليف احتمال ضرر و مؤاخذه قوّت مىگيرد . طبعا واجب است جلوى ضرر احتمالى گرفته شود .

--> ( 1 ) . « وَ ما كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا » ، سورهء اسراء ، آيهء 15 . ( 2 ) . عن حريز عن ابى عبد اللّه ( ع ) قال قال رسول اللّه ( ص ) : « رفع عن امتى تسعة اشياء الخطاء و النسيان و ما اكرهوا عليه و ما لا يعلمون و ما لا يطيقون و ما اضطروا اليه و الحسد و الطّيرة و التفكر فى الوسوسة فى الخلق ما لم ينطق بشفتيه . » من لا يحضره الفقيه ، ج 1 ، حديث 132 . ( 3 ) . قال الصادق ( ع ) « كل شيء مطلق حتى يرد فيه نهى . » من لا يحضره الفقيه ، ج 1 ، حديث 937 . ( 4 ) . عن النبى ( ص ) قال : « الناس فى سعه فى ما لا يعلمون . » مستدرك الوسائل ، ج 3 ، ب 12 ، از ابواب مقدمات حدود ، ص 218 . ( 5 ) . نهاية الافكار ، جزء سوم ، ص 235 .