عيسى ولائى
36
فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول ( فارسى )
بر احكام شرعى فرعى كند . » « 1 » مرحوم آخوند براى آنكه به نوعى مشرب اصوليين و اخباريين را به هم نزديك كند ، نخست مىگويد : تعريفهايى كه از اجتهاد شده همگى شرح اسماند . سپس ادامه مىدهد : « بهتر اين است كه در تعريف اجتهاد به جاى كلمهء « ظنّ » از كلمهء « حجّت » استفاده شود . » بنابراين در تعريف علّامه و حاجبى دربارهء اجتهاد ، كه گفتند « اجتهاد عبارتست از استفراغ وسع جهت تحصيل ظن به حكم شرعى » « 2 » بايد گفته شود : اجتهاد عبارت است از استفراغ وسع جهت تحصيل حجّت به حكم شرعى . « 3 » و حجّت اعم است از ظنّ و غير ظنّ . و اجتهاد به اين معنى بايد مورد قبول اخبارىها هم باشد ، زيرا اوّلا بر اخبارى نيز لازم است كه تحصيل حجّت كند ، ثانيا در تعريف اصطلاحى اجتهاد ، عبارت ظنّ به كار نرفته است تا اخبارى بگويد : « إِنَّ الظَّنَّ لا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً » « 4 » ( گمان و خيال موهوم كسى را بىنياز از حق نمىگرداند . ) البته اخبارى مىتواند در صغراى حجّت نظر داشته و حجيّت يا عدم حجيّت امرى را قبول يا ردّ كند . همان گونه كه اصولى نيز چنين است . « 5 » در اصل اجتهاد دو عنصر اساسى لازم است : 1 . آشنايى كامل با مدارك و اصول و قواعد كليّه ؛ 2 . بهرهگيرى صحيح از آن قواعد و مدارك و تطبيق آنها بر مصاديق . ابن عبد الشكور در كتاب مسلّم الثبوت در تعريف اجتهاد مىگويد : « اجتهاد عبارت است از سعى فقيه جهت به دست آوردن حكم شرعى ظنّى . » « 6 » سير تاريخى اجتهاد پس از رحلت پيامبر اكرم ( ص ) ، در مسئلهء جانشينى آن حضرت بين مسلمين اختلاف افتاد . و دو مشرب سياسى و عقيدتى فعاليّت آغاز كرد . گروهى تحت رهبرى خليفهء اوّل و دوم عقيده داشتند كه جانشين پيامبر بايد از طريق انتخابات و با رأى اكثريت انتخاب شود ؛ و گروه ديگر به رهبرى حضرت على ( ع ) معتقد بودند مسئلهء جانشينى پيامبر مثل خود پيامبرى امرى است الهى ، و غير انتخابى . و پيامبر شخصا جانشين خود را معيّن كرده است . شيعه با استناد به روايات بسيار از جمله جريان « غدير » مىگويد : مقام رهبرى بعد از پيامبر امرى است الهى و واقعى ، كه قابل تغيير و انتخابى نيست . و چون حضرت على به اين مقام برگزيده شده است ، مردم بايد از او متابعت كنند . بروز اين تعارض و تنازع ظاهرا سياسى ، در انشعاب مسلمين به دو شعبهء اصلى در زمينههاى عقيدتى و اعتقادى ، در طرق و شيوههاى استخراج احكام و عمل به موازين و مقررات دينى نيز
--> ( 1 ) . « تحصيل الحجة على الاحكام الشرعيّة الفرعيّة عن ملكة و استعداد . » اصطلاحات الاصول ، مبحث « اجتهاد » . ( 2 ) . « استفراغ الوسع فى تحصيل الظنّ بالحكم الشرعى » . ( 3 ) . « استفراغ الوسع فى تحصيل الحجة بالحكم الشّرعى » . ( 4 ) . سورهء مباركهء يونس ، آيهء 36 . ( 5 ) . كفاية الاصول ، ج 2 ، ص 422 . ( 6 ) . « الاجتهاد بذل الطاقة من الفقيه فى تحصيل حكم شرعى ظنّى » . مسلّم الثبوت ، كه با المستصفى من علم الاصول ، چاپ شده است ، ج 2 ، ص 362 .