عيسى ولائى
26
فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول ( فارسى )
هر دو مشهور بودند چه بايد كرد ؟ فرمود : روايتى را كه راوى آن عادلتر ، فقيهتر ، صادقتر و باتقواتر است ، را ملاك عمل قرار بده . عرض كردم : اگر هر دو چنين بودند وظيفه چيست ؟ حضرت راهنمايىهاى متعدّدى دارد تا اينكه مىفرمايد : هريك از آن دو كه مضمونش موافق با اهل سنّت باشد ، آن را ترك كن و به آن روايت مخالف عمل كن . و در نهايت وقتى راوى مىگويد : تمام شرايط مساوى است . حضرت مىفرمايد : در آن صورت توقف كن تا امام خود را پيدا كنى و از او بپرسى . « 1 » بدين ترتيب از اينكه در آنهمه روايات علاجيه چنين قيدى به كار نرفته كه اين دستور و وظيفه مخصوص زمان غيبت ، نه زمان حضور ائمه است ، مىفهميم كه در زمان ائمه نيز اجتهاد وجود داشته است . 5 . در مقبولهء ابن حنظله راوى از امام جعفر صادق ( ع ) سؤال مىكند : اگر دو نفر از اصحاب در نقل مطلب از شما اختلاف كردند تكليف چيست ؟ حضرت مىفرمايد با جستوجوى ميان علماى شيعه كسى را انتخاب كنيد كه از احاديث و كلمات ، اطلاع كافى داشته و در استنباط احكام اهل نظر باشد . « 2 » اينكه حضرت مىفرمايد : « نظر فى حلالنا و حرامنا » مقصود اين است كه كسى كه از روى اطلاع و معرفت به ادلهء احكام يعنى احاديث و كتاب خدا به حلال و حرام رسيده باشند . و آيا اجتهاد غير از اين است ؟ و از جمله « عرف احكامنا » بهدستمىآيد بايد به روايى مراجعه كرد كه احكام را از روى معرفت و شناخت كافى به دست آورده باشد . نفرموده « علم احكامنا » - احكام ما را بداند - بلكه فرموده است احكام ما را بشناسد ، كه شناخت همراه با ادله خواهد بود . و اين نيز بيان ديگرى از اجتهاد است . همچنين حضرت در ادامه مىفرمايد : « فانّى قد جعلته عليكم حاكما » . از اين جمله فهميده مىشود اجتهاد و ديدگاه چنين افرادى حجّت است ، اعم از اينكه در زمان حضور امام معصوم باشد يا زمان غيبت آنها . 6 . ائمه خود به بعضى از بزرگان اصحاب دستور مىدادند كه در مسجد بنشينند و براى مردم فتوى صادر كنند . مثلا امام باقر به ابان بن تغلب فرمود : در مسجد مدينه بنشين و براى مردم فتوى صادر كن ، زيرا من دوست دارم در ميان شيعيانم مثل شما ديده شوند . « 3 » پس معلوم مىشود اجتهاد در عصر ائمه نيز متداول بوده است و شاگردان آنان آشنايى با علم اصول و مبانى استنباط داشتهاند ، بههمينجهت به آنان دستور داده مىشد تا فتوى صادر كنند . 7 . در روايات بسيارى مشاهده مىشود كه ائمه شيعيان خود را براى گرفتن فتوى به شاگردان و اصحاب دانشمند خود ارجاع مىدادند . مثلا عبد العزيز بن مهتدى از امام رضا نقل مىكند : وقتى به آن
--> ( 1 ) . وسائل الشيعة ، كتاب القضاء ، ص 75 ، ج 18 ، متن روايت در بحث « تعارض » آمده رجوع شود . ( 2 ) . قلت كيف يصنعان قال : « انظروا الى من كان منكم قد روى حديثنا و نظر فى حلالنا و حرامنا و عرف احكامنا فارضوا به حكما فانّى قد جعلته عليكم حاكما » . فروع كافى ، كتاب القضاء ، ج 7 ، ص 412 ، حديث 5 . ( 3 ) . قال له ابو جعفر الباقر ( ع ) : « اجلس فى مسجد المدينة و افت الناس فانّى احبّ ان يرى فى شيعتى مثلك . » جامع الرواة ، ج 1 ، « ابان بن تغلب » ، فهرست شيخ طوسى ، « ابان » .