عيسى ولائى
128
فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول ( فارسى )
عدم جواز تأخير بيان از وقت حاجت اجماعى و اتفاقى است . « 1 » زيرا لازمهء تأخير بيان از وقت حاجت تكليف ما لا يطاق خواهد بود . توضيح اينكه وقتى مولى در روز اول ماه به صورت مجمل مىگويد : در روز دهم كارى را انجام بده و تا روز دوازدهم خواستهء خود را مشخص نمىكند ، و در روز دوازدهم مىگويد : منظورم اين بود كه در روز دهم ماه بايد به مسافرت مىرفتى ، بديهى است كه انجام دادن چنين تكليفى در روز دهم مقدور مكلف نيست ، و اين تأخير بيان از وقت حاجت است . پس مفاد اين قاعده امر بديهى و روشنى است . زيرا موقعى كه لازم است مطلبى ذكر شود ، در آن زمان سكوت كند و لب فروبندد ، تقويت مصلحت كرده در نتيجه مصلحتى از دست مىرود ، و تفويت مصلحت امر نادرست و ناپسندى است . لذا در گلستان سعدى آمده است : دو چيز طيرهء عقل است : دم فروبستن * به وقت گفتن و گفتن به وقت خاموشى 139 . تأخير بيان از وقت خطاب « 2 » آيا مىشود بيان را از وقت خطاب تأخير انداخت يا خير ؟ مثال : مولى روز اول ماه مىگويد : شما بايد در روز دهم كارى را انجام دهيد . سپس در روز هشتم بگويد : منظورم از آن كار خريد فلان كتاب است . آيا چنين تأخيرى جايز است ؟ سيد مرتضى مىگويد : اين مسئله اختلافى است . سپس به هر گروهى از علماى اهل سنت راهى را نسبت مىدهد و بعد مىگويد : حق اين است كه اگر خطاب مجمل و يا عام باشد ، تأخير بيان از وقت خطاب جايز است . زيرا اگر مكلف در حين خطاب قادر به انجام دادن آن كار مورد خطاب نباشد ، اين عدم قدرت مانع از اصل خطاب نخواهد بود . با اينكه مطمئنا قدرت بر انجام دادن مهمتر از علم به كيفيت عمل است . وقتى آن جايز است پس بدون ترديد درصورتىكه علم به كيفيت عملى نداشت باز خطاب جايز است . علاوه بر آن در قرآن چنين خطابى واقع شده است . خداوند به بنى اسرائيل مىفرمايد : خداوند به شما دستور مىدهد كه گاو مادهاى را بكشيد . « 3 » سپس بنى اسرائيل جزئيات آن گاو مورد نظر را بهوسيلهء موساى پيامبر از خدا جويا مىشوند . « 4 » ركن الدين جرجانى شاگرد علامه حلى در كتاب غاية البادى فى شرح المبادى مىگويد : تأخير بيان تفصيلى از وقت خطاب جايز است امّا تأخير بيان اجمالى جايز نيست . « 5 » آنچه بين علما شهرت دارد ، اين است كه تأخير بيان از وقت خطاب بدون هيچ قيد و شرطى جايز است . « 6 » بهدليل وقوع آن در خطابات و اوامر عقلاء و قوىترين دليل بر امكان پيدايش پديدهاى وقوع آن است . « 7 »
--> ( 1 ) . الذريعة الى اصول الشريعة ، ج 1 ، ص 361 ؛ مبادى الوصول الى علم الاصول ، ص 161 ؛ قوانين الاصول ، ج 1 ، ص 341 . ( 2 ) . مبادى الاصول الى علم الوصول ، ص 161 ؛ الذريعة الى اصول الشريعة ، ج 1 ، ص 362 . ( 3 ) . « إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تَذْبَحُوا بَقَرَةً » . سورهء مباركهء بقره ، آيهء 67 . ( 4 ) . الذريعة الى اصول الشريعة ، ج 1 ، ص 362 . ( 5 ) . مبادى الوصول الى علم الاصول ، ص 163 . ( 6 ) . قوانين الاصول ، ج 1 ، ص 341 . ( 7 ) . ادلّ دليل على امكان شىء وقوعه .