الشيخ الأنصاري ( مترجم وشارح : جمشيد سميعى )
40
رسائل شيخ انصارى ( فارسى )
اخبار چيست ؟ اين است كه : وقتى به كلمات قوم مراجعه مىكنيم متوجه مىشويم كه احدى از آنها در اين باب به اخبار تمسّك نكردهاند ، بلكه در همه جا به حكم عقل و كبراى كلّى يعنى : و كلما كان كذلك ، فهو مظنون البقاء ، استدلال نمودهاند . بله ، جناب شيخ طوسى در تاييد قائلين به حجيّت استصحاب در كتاب عدّه به روايتى كه از جناب پيامبر چنين نقل شده است كه : تمسّك كرده است . * نظر حضرت امام خمينى در رابطهء با ملاك و معيار شيخ انصارى در اينجا چيست ؟ ملاك و معيار جناب شيخ را نپذيرفته و فرمودهاند : 1 - كسى كه معتقد باشد كه استصحاب اصل عملى است : - ممكن است كه آن را از اخبار دريافت كند كه اين نكته روشن است . - و امكان دارد كه آن را از بناى عقلاء دريافت كند . چرا كه امكان دارد كه اصل عقلايى باشد و عقلاء براساس مصلحتهايى ، بناى عمل برآن بگذارند ، مثل دفع حرج و رفاه زندگى . مگر اينكه اصل عقلايى را مطلقا انكار كنيم و بگوئيم آنچه عند العقلاء وجود دارد ، تنها راههايى است ، چنان كه معروف است و لكن مسلّم نيست . 2 - و كسى كه معتقد به دليل اجتهادى استصحاب باشد : - ممكن است آن را از بناى عقلاء يا حكم عقل اخذ نمايد . - و ممكن است ادعا كند كه مفاد اخبار و روايات اين است كه استصحاب از حيث طريقيّت و كاشفيتش از واقع ، معتبر است . سپس حضرت امام مىفرمايد : از برخى گفتههاى ما نقدپذيرى و اشكال برخى افادات شيخ انصارى در اين مقام آشكار مىشود . « 1 » و به عبارت ديگر : آنچه از خلال سخنان شيخ ظاهر مىشود مبنى بر اينكه : اگر استصحاب اصل است ، بايد مستند به اخبار باشد و چنانچه اماره است ، مستندش جز بناى عقلاء يا عقل نيست ، وجهى ندارد . « 2 » سپس حضرت امام ( ره ) مىفرمايد : براساس تعريفى كه ما از استصحاب كرديم ، اگر حجيّت آن
--> ( 1 ) . الاستصحاب ، امام خمينى ( ره ) ، ص 6 - 5 . ( 2 ) . تنقيح الاصول ، ج 4 ، ص 10 .