الشيخ الأنصاري ( مترجم وشارح : جمشيد سميعى )
70
رسائل شيخ انصارى ( فارسى )
و لذا مكلّف به خاطر خود ترك تعلّم كه ترك يك واجب استقلالى است عقاب مىشود ، چه عملش مخالف با واقع درآيد و چه مطابق با آن . مراد از « و هو مدفوعة . . . » چيست ؟ پاسخ شيخ است به ادّعاى فوق و لذا مىفرمايد : اگر شما در اطراف اين آيات و روايات تأمّل و تدبّر كنيد خواهيد يافت كه : اوّلا : اين آيات و روايات ارشاد به حكم عقل است كه مىگويد مراقب باش كه گرفتار مخالفت با واقع نشوى ، اين ادله نيز همين مطلب را متذكّر مىشوند . و لذا وقتى اين ادله ارشادى هستند ، مستقلا و جداى از واقع و نفس الامر ، ثوابى برشان مترتّب نمىباشد . ثانيا : سلّمنا كه اوامر در اين آيات و روايات مولوى باشد ، لكن غيرى و مقدّمى هستند چرا ؟ زيرا : در فروع دين و مسائل عمليه ، صرف تحصيل علم و التزام قلبى بدان مطلوب نيست بلكه علم مقدّمه عمل است . بنابراين : وقتى امرى مولوى غيرى و مقدّمى شد ، از آن جهت كه غيرى و مقدمى است ، داراى ثواب و عقاب نمىباشد . مقتضى دومشان چيست ؟ تجرّى است ، يعنى مىگويند : 1 - كسى كه بدون تحقيق محتمل الحرمة را مرتكب و محتمل الوجوب را ترك مىكند متجرّى است . 2 - تجرّى قبيح است و در صورت اقدام بر محتمل الضّرر همچون اقدام بر مقطوع الضّرر قبيح باشد و داراى مؤاخذه چنان كه بناى شيخ طوسى اينست . پس : شخص مزبور متجرى بوده و داراى عقاب و مؤاخذه مىباشد . مراد شيخ از « لكنّا ، قد اسلفنا الكلام فيه صغرى و كبرى » چيست ؟ پاسخ شيخ به ادّعاى مزبور است و لذا مىفرمايد : 1 - صغراى سخنتان كه مسئله را مبتنى گرديد بر اينكه اقدام بر محتمل الضّرر مثل اقدام بر مقطوع الضرر ، داراى عقاب باشد ، قابل قبول نيست ، چرا كه مراد از ضرر ، ضرر دنيوى است يا اخروى ؟ 2 - كبراى استدلالتان نيز مخدوش است ، چرا كه تجرّى بر مقطوع الحرمة ، موجب عقاب نيست تا چه رسد به تجرّى بر محتمل الحرمة او الوجوب . سرّ مطلب چيست ؟