الشيخ الأنصاري ( مترجم وشارح : جمشيد سميعى )

59

رسائل شيخ انصارى ( فارسى )

ترجمه ( از ظاهر كلمات محقّق خوانسارى نيز عدم وجوب احتياط استفاده مىشود ) توافق دارد با آنچه جناب قمى قدّس سرّه در اينجا ذكر نمود ، برخى از كلمات محقّق خوانسارى ( ره ) ، كه ذكر نموده آنها را در مسألهء استنجاء با احجار ، روى مناسبتى پس از كلام ايشان . حاصل مطلب اينكه : اگر نصّى و يا اجماعى وارد شود بر وجوب شيئى كه عندنا معيّن و معلوم است ( مثل آنجا كه فرموده : صلّ الظهر و يا صلّ الجمعة ) و يا بر ثبوت حكمى تا غايت و نهايتى كه عندنا معلوم است ( مثل آنجا كه فرموده : روزه بگيريد تا غروب آفتاب ) . ناگزيريم از حكم به لزوم تحصيل يقين ( چرا كه اشتغال ذمّهء يقينى ، مستلزم برائت يقينيّه است ) ، و يا ( حصول ) ظنّ به وجود آن شىء معلوم ( به واسطهء دو نفر شاهد عادل كه فى المثل بگويند تو ظهر نماز خواندى ) تا امتثال تحقّق يابد . تا آنجا كه مىفرمايد : و همچنين اگر نصّى و يا اجماعى وارد شده بر وجوب چيزى كه در ( عالم ) واقع معيّن است و لكن در نظر ما مردّد ميان چند امر است ، و معلوم باشد كه آن تكليف مشروط به مرتبه‌اى از علم نيست ( چه تفصيل و چه بالاجمال ) ، و يا بر ثبوت حكمى تا پايانى كه فى الواقع معين است و لكن عندنا مردّد است ميان چند چيز و شرط نبودن علم نيز در آن معلوم است ، حكم به وجوب ( انجام همهء ) آن اشيائى كه در نظر ما مردّدفيهاست و بقاء آن حكم تا حصول آن اشياء ، واجب است ( يعنى اگر شارع اجمال‌گوئى كرده بر ما واجب است هم ظهر را بجا آوريم هم جمعه را و يا اينكه روزه را ادامه دهيم تا هم استتار قرص حاصل شود و هم زوال حمرهء مشرقيّه ) و لذا در اسقاط تكليف به انجام يكى از آنها اكتفاء نمىشود . و اين چنين است حصول شىء واحد از اشياء مختلفه در رفع يك حكم معلوم ، تا آنجا كه مىفرمايد : امّا : اگر ( علم اجمالى ما ) اين چنين نباشد ، بلكه وارد شده نصّى فى المثل : بر اينكه فلان شىء ( ظهر ) واجب است و نصّى ديگر بر اينكه واجب چيز ديگرى است ( مثلا جمعه ) و يا اينكه برخى از علماى امّت قائل به وجوب چيزى ( مثلا ظهر ) شده‌اند برخى ديگر به وجوب چيز