الشيخ الأنصاري ( مترجم وشارح : جمشيد سميعى )
50
رسائل شيخ انصارى ( فارسى )
مراد از ( و كذلك لو تداعيا عينا فى موضع ، يحكم بتنصيفها . . . ) چيست ؟ مورد و مثال ديگرى است از جانب مستشكل مبنى بر اينكه : اگر دو نفر بر سر عينى ، مثلا منزلى اختلاف كنند و هريك مدّعى مالكيت كلّ منزل باشند ، لكن هيچيك ذو اليد نباشند و هر دو خارج از منزل و در جاى ديگرى زندگى مىكنند ، در حالى كه هر دو به اقامهء بيّنه مىپردازند . حال در اين فرض ، حاكم حكم مىكند به اينكه اين منزل بايد نصف شود و هر نصف به يكى از اين دو مدّعى داده شود . اين در حالى است كه حاكم يقين دارد كه كلّ اين منزل از آن يكى از اين دو نفر است . - با اين وجود به علم اجمالى خود اعتناء نمىكند . به عبارت ديگر به مخالفت عمليّه با علم اجمالى خود دست مىزند ، جناب شيخ چه پاسخ مىدهيد ؟ مراد از ( و ذكروا ( ايضا ) فى باب الصلح : انّه لو كان لاحد . . . ) چيست ؟ مورد و مثال ديگرى است از جانب مستشكل مبنى بر اينكه : فقهاء در باب صلح فرمودهاند كه اگر شما كه داراى يك درهم و دوستان داراى دو درهم ، نزد شخص امينى رفته و اين دراهم را پيش او به امانت بسپاريد پس از مدتى بدون اينكه آن فرد امين كوتاهى در امانتداريش بكند ، يكى از اين سه درهم تلف شود و شما و دوستان به حاكم مراجعه كنيد ، حاكم حكم يكى از دو درهم باقيمانده به صاحب دو درهم داده شود و يك درهم ديگر را ميان آن دو تقسيم مىكند و به هريك نصف درهم مىدهد . اين حاكم در اينجا مىداند كه اين يك درهم يا از آن صاحب يك درهم است و يا از آن صاحب دو درهم ، معذلك با اين علم اجمالى خودش مخالفت كرده و اين تقسيم را انجام مىدهد . پاسخ شيخ به موارد مذكور چيست ؟ اين است كه حكم به تنصيف : 1 - يا يك حكم تعبّدى بوده و از باب صلح قهرى است كه منصوص است . - و هر حكم تعبدى در باب مربوط به خودش كاربرد دارد و قابل سرايت به ابواب ديگر . 2 - و يا بر مبناى ايجاد شركت است ، بدين معنا كه به مجرّد اختلاط درهمها ميان دو مالك ، شركت به وجود مىآيد و طبق قانون شركت است كه اين تقسيم صورت مىپذيرد . مراد از ( و كذا لو اختلف المتبايعان فى المبيع او الثمن و حكم . . . ) چيست ؟ مورد و مثال ديگرى است در اثبات جواز مخالفت قطعيه با علم اجمالى مبنى بر اينكه :