الشيخ الأنصاري ( مترجم وشارح : جمشيد سميعى )
61
رسائل شيخ انصارى ( فارسى )
ملازمه ميان حكم عقل و شرع و لذا مىفرمايد : اين سخن فاضل تونى كه مىگويد : مىتوان از آيهء شريفه در باب شك در تكليف سود برد لكن در باب عدم ملازمه قابل استفاده نيست ، تناقضى آشكار است . ( * ) دليل جناب قمى بر اين تناقض چيست ؟ اين است كه در اين فرمودهء خداى تعالى كه عذاب اخروى در گرو بعث رسل است و اينكه اگر بيان و اعلام شرعى نباشد عذابى هم نيست ، دو احتمال وجود دارد : 1 - شايد مراد اين باشد كه اگر بعث رسل نشود ، نه فعليت عقابى باشد و نه استحقاق عقابى ، بلكه اساسا تكليفى در كار نيست ، چه بيان عقلى باشد و چه نباشد . حال بر اساس اين احتمال ؛ آيهء شريفه همانطور كه دلالت بر اصل برائت در شبهات بدويه دارد ، همانطور هم بر عدم ملازمه ميان حكم عقل و حكم شرع دارد . پس اعتراض شما به اخبارىها وارد نيست . 2 - و شايد مراد اين باشد كه اگر بعث رسول نبود ، فعليّت عذاب منتفى مىشد و لكن آيهء نسبت به مرحلهء استحقاق ساكت است و ما نمىدانيم كه آيا بيان عقلى استحقاق مىآورد يا نه ؟ حال بر اساس اين احتمال آيهء شريفه : همانطور كه دلالت بر عدم ملازمه نداشت چون مورد بحث در مرحلهء قبل از فعليّت عقاب بود ، همينطور هم دلالت بر اصل برائت ندارد . چرا كه بحث ما در باب برائت و احتياط نيز در مرحلهء استحقاق عقاب است كه آيه در اين مرحله ساكت است پس وجهى براى تفصيل و قول به اينكه : آيه دليل بر برائت شده و دلالت بر عدم ملازمه ندارد ، وجود ندارد . ( * ) حاصل مطلب در ( و يمكن دفعه : بان عدم الفعلية يكفى فى هذا المقام . . . . ) چيست ؟ جوابى است كه جناب شيخ و يا مرحوم صاحب فصول در تأييد تفصيل فاضل تونى ، به اشكال ميرزاى قمى مىدهند ، مبنى بر اينكه هيچ تناقض و تهافتى در جمع مزبور نبوده و استدلال جناب تونى بهجاست . ( * ) دليل شيخ و يا صاحب فصول بر درستى تمسّك جناب فاضل به آيهء شريفه در مقام اول چيست ؟ اين است كه : وجه تمسّك جناب فاضل به آيهء مزبور در جهت اثبات برائت در ما نحن فيه اين است كه : اخباريها در اينكه مرتكب شبهات شخص خود را در هلاكت اخروى انداخته و عملش موجب عقاب او مىگردد ، به ادلّهاى استدلال كردهاند كه عمدهء آنها اخبار تثليث است ، مگر اينكه دليلى يافت شود كه در ارتكاب شبهه رسما عقاب فعلى را نفى كرده باشد كه در اين صورت ، مقتضى براى استحقاق هم وجود ندارد . ( * ) حاصل كلام اخبارىها چه مىشود ؟ اين مىشود كه : نفى فعليّت عذاب كاشف از عدم استحقاق عقاب است . بنابراين جناب فاضل فرموده :