الشيخ الأنصاري ( مترجم وشارح : جمشيد سميعى )

29

رسائل شيخ انصارى ( فارسى )

2 - اصالة الاباحة و عدم الدليل اگر راجع به يكى از اصول اربعه باشند ، غير مستقل بوده و ديگر اصل نيستند ، و اگر راجح نباشند دليلى بر اعتبار آنها وجود ندارد . 3 - از قاعدهء يد و ديگر قواعد ، تنها در موضوعات و احكام جزئى استفاده مىشود و نه در شبهات حكميّهء كليّه كه مورد بحث ما مىباشند . ( * ) حاصل مطلب شيخ به طور كلى در متن مورد بحث چيست ؟ اين است كه : تقدّم ادلّهء بر اصول : 1 - نسبت به ادلّهء اجتهاديّه علميه از باب ورود است . 2 - نسبت به ادلّهء اجتهاديّه ظنيّه ، در برخى موارد از باب ورود و در برخى موارد از باب حكومت است . ( * ) چرا در تقدّم ادلّه بر اصول در قسم دوم فرمود : در برخى موارد از باب ورود و در برخى موارد از باب حكومت است ؟ چونكه اصول عمليّه بر چند قسم‌اند : 1 - برخى 100 % پشتوانهء شرعى دارند مثل : استصحاب . 2 - برخى 100 % پشتوانهء عقلى دارند مثل : تخيير ، كه در دوران بين المحذورين حاكم به آن عقل است . 3 - برخى هم عقلى هستند هم شرعى مثل : اصل برائت و احتياط ، منتهى عقل روى يك ملاك و شرع روى مناطى ديگر حكم مىنمايند . ( * ) حاصل مطلب در اين تقسيم‌بندى چيست ؟ اين است كه : نسبت به اصول عمليّه عقليه نيز تقدّم ادلّه بر اصول از باب ورود است يعنى : دليل كه آمد موضوع اين اصول از بين مىرود . ( * ) جهت تبيين پاسخ مذكور مثال زده و مطلب را مفصلا تبيين كنيد ؟ فى المثل : 1 - موضوع اصل ( برائت عقلى ) ، عدم البيان است ، لكن اذا جاء البيان ارتفع عدم البيان يعنى : تا زمانى كه در رابطهء با يك واقعه بيانى از شارع به ما نرسيده در عمل به آن آزاديم امّا با آمدن دليلى اجتهادى بيان محقّق شده و موضوعى جهت جريان اصل مزبور باقى نمىماند . 2 - موضوع اصل ( احتياط عقلى ) ، احتمال عقاب است ، لكن با رسيدن يك مؤمن ، احتمال مرتفع مىشود يعنى : در مواردى كه احتمال عقاب مىرود و مؤمنى هم موجود نيست عقلا بايد احتياط نمود ، لكن اگر خود شارع در برخى از اين موارد فرمود : ايمن باش و از ارتكاب فلان عمل نترس كه عقابى به دنبال ندارد ، موضوع ( احتياط عقلى ) يعنى : ( احتمال عقاب ) هم از ميان مىرود .