الشيخ الأنصاري ( مترجم وشارح : جمشيد سميعى )
177
رسائل شيخ انصارى ( فارسى )
گواه شيخ است بر اثبات احتمال دوّم ، به اين معنا كه در رواياتى كه گذشت ، امام عليه السّلام در وجوب شناخت امام بعدى ( بعد از رحلت امام قبلى ) به همين آيه شريفه تمسّك مىكند و حال اينكه مسئله امامت و شناخت او از اصول عقيدتى است و در اصول عقيدتى هم علم و يقين ملاك و معيار است . يعنى : باقيماندگان در وطن ( متخلفين ) تا به قول نافرين يقين حاصل نكنند ، حق ندارند به امامت فردى معتقد شوند . بنابراين آيهء شريفه مطلق نبوده و منافاتى با اعتبار علم و اشتراط آن ندارد . * وجوب حذر از كدام فراز در آيهء شريفه استفاده مىشود ؟ از كلمهء لعل به اين معنا كه كلمهء ( لعلّ ) براى ترجّى وضع شده ، لكن استعارة در معناى طلب و وجوب استعمال شده است . * مگر طلب و ترجى بر چند گونه است ؟ بر دو گونه است : 1 - گاهى لعلّ به معناى ترجّى در امرى استعمال مىشود كه مقتضى عمل در آن معلوم و يقينى است مثل اينكه بگويند : ( عظ الناس لعلّهم يعملون ) مردم را موعظه كن شايد عمل كنند در اينجا ترجى ناظر به احتمال مقتضى براى عمل نمىباشد . چرا كه واعظ در مقام وعظ ، چيزى را كه علمى نباشد ( به اعتقاد خودش ) نمىگويد ، در نتيجه ترجّى از جهت عمل متعظ مىباشد . 2 - و گاهى لعلّ در امرى استعمال مىشود كه مقتضاى آن ، احتمال است و نه علم و يقين . مثل اينكه بگويند : ( سل فلانا لعلّه يعلّمك . . . ) . از فلانكس سؤال كن شايد تو را بياموزد . در اينجا ، كلمهء ( لعلّ ) ناظر به جهت عمل نمىباشد ، بلكه مراد حصول علم از قول مسئول عنه مىباشد . * مراد از عبارت ( انّ التفقّه الواجب ليس الّا معرفة الامور . . . الخ . . . ) چيست ؟ بيان اشكال دوّم است بر استدلال به آيهء نفر در اثبات حجيّت خبر واحد ، بدين معنا كه : آيهء شريفهء ( نفر ) نه تنها ظهور در اطلاق ندارد تا قابل تمسك باشد ، بلكه ظهور در اعتبار و اشتراط علم دارد به عبارت ديگر آيهء شريفه دلالت دارد بر اينكه انذار بايد علمى باشد تا بشود به آن ترتيب اثر داد . * مراد از اشكال مزبور چيست ، توضيح دهيد ؟ اين است كه آيهء شريفه : 1 - صدرش دلالت دارد بر وجوب نفر طائفهاى از هر قومى . 2 - و دلالت دارد بر اينكه غايت اصلى از اين نفر ، تفقّه در دين است . 3 - مراد از دين واقعيات يعنى : احكام واقعيّه و نفس الامرى اسلام است ، نه يك سلسله احكام ظاهريه و صورى .